خانه / اخبار تصویری / سندشناسی زیارت عاشورا

سندشناسی زیارت عاشورا

سندشناسی زیارت عاشورا

دکتر سید حسین حسینی کارنامی (استادیار دانشگاه علوم پزشکی مازندران)

 اشاره

 مقوله «زیارت» موضوع کلامی و حدیثی و مرتبط با شناخت امامت به شمار می‌آید و از جایگاه بسیار رفیعی در مکتب اهل بیت (ع) برخوردار است. در احادیث وارده از عترت طاهره(ع) از آن به عنوان میثاق بین امام و امت یاد شده است. باب زیارت برای کسانی که امکان حضور در حرم ائمه طاهرین (ع) را ندارند بسته نبوده و آنان می‌توانند از راه دور و نزدیک امام را با زیارت نامه‌های ماثور زیارت کنند. یکی از این زیارات معروف، زیارت عاشورا است. امروزه برخی از روی غرض ورزی، جمعی دیگر با مشی روشنفکری و عده ای از سر جاهلت در سند این زیارت ایجاد تردید و تشکیک نموده‌اند. از این رو، تحقیق در این گستره از منظر اعتقادی امری بنیادین و بایسته است. پژوهش حاضر در راستای پاسخگویی به شبهات مطروحه به بررسی سند این زیارت شریف پرداخته است. این تحقیق بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مواد کتابخانه‌ای و با استفاده از کتب رجال ثمانیه سند زیارت عاشورا را از منظر علم رجال و درایه مورد تحلیل قرار داده و سه سند زیارت عاشورا را تبیین نمود، آنگاه به اعتبار سنجی این اسناد سه گانه و نقد و تحلیل مبانی و براهین نظریات مطروحه در آن پرداخته است. این پژوهش نشان داد که زیارت عاشورا دارای سند صحیح و قابل اعتماد بوده و تشکیک در اسناد آن از سر جهالت، غرض ورزی مذهبی و ناشی از ناآگاهی از داده‌های علم رجال و درایه است. همچنین محتوای این زیارت با روایات فراوان دیگر که با این مضمون وارد شده متعاضد و متطابق است.

زیارت، از جایگاه بسیار رفیعی در مکتب بی همتای اهل بیت (ع) برخوردار است، به طوری که در احادیث وارده از عترت طاهره(ع) به ویژه از وجود مقدس امام رضا (ع) آمده: «إِنَّ لِکُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیارَهَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَهً فِی زِیارَتِهِمْ وَ تَصْدِیقاً به ما رَغِبُوا فِیهِ کَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ یوْمَ الْقِیامَهِ»؛ (مجلسی، ۱۴۰۴: ج۱۰۰، ص۱۱۶) برای هر امامی بر گردن دوستان و شیعیانش عهدی است و به یقین زیارت قبور آنان جزو وفای کامل به آن عهد است، هر کس با رغبت و در حال تصدیق آنچه اهل بیت آن را می‌پسندند، آنان را زیارت نماید، امامان (ع) به شخصه از شفاعت کنندگان او در روز قیامت خواهند بود.

باب فضیلت زیارت بر دلدادگانی که امکان حضور در حرم ائمه طاهرین (ع) را نداشته، هرگز بسته نیست؛ چرا که اولیاء معصوم (ع) زیارت‌هایی تعلیم فرموده‌اند که از دور و نزدیک، می‌توان امام را با آن زیارت کرد. یکی از این زیارت‌ها، زیارت مشهور عاشورا است. اساس زیارت به سه رویکرد «معرفت به معصوم، محبت به معصوم و اطاعت از معصوم» بر می‌گردد. عنایت به زیارت عاشورا از آن جهت بیشتر است که بُعد ابراز محبت به اهل بیت و دوستداران آنان و اظهار برائت از دشمنان آنان، بسیار پررنگ است.

سند شناسی زیارت عاشورا

 برای زیارت عاشورا در دو کتاب کهن قدمای شیعه، یعنی کامل الزیارات ابن قولویه و مصباح المتهجد طوسی سه سند ذکر شده است که در زیر مورد ارزیابی قرار می‌گیرد:

۱- سند اول زیارت عاشورا؛ طریق شیخ طوسی از امام صادق(ع) در کتاب مصباح المتهجد:

 مهمترین سند زیارت عاشورا، سندی است که شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد به طریق خود از امام صادق (ع) نقل کرده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الحَسَن الطُوسی عَنْ مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیُّ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ عَنْ اَبِی عَبدِاللهِ عَنْ آبائِه عَنْ النَّبی عَنْ جَبرَئیل عَنْ الله تَعالی …» (طوسی، ۱۴۱۱: ج‏۲، ص۷۷۷؛ نیز ثقفی طهرانی، ۱۳۷۰: ج۱، ص۴۷).

شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد در مقدمه زیارت عاشورا در باره این دعا این گونه آورده است: رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیُّ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ قَالَ‏ خَرَجْتُ مَعَ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ وَ عِنْدَنَا جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا إِلَى الْغَرِیِّ بَعْدَ مَا خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَسِرْنَا مِنَ الْحِیرَهِ إِلَى الْمَدِینَهِ فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الزِّیَارَهِ صَرَفَ صَفْوَانُ وَجْهَهُ إِلَى نَاحِیَهِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ ع فَقَالَ لَنَا تَزُورُونَ الْحُسَیْنَ ع مِنْ هَذَا الْمَکَانِ مِنْ عِنْدِ رَأْسِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مِنْ هَاهُنَا أَوْمَأَ إِلَیْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ ع وَ أَنَا مَعَهُ قَالَ فَدَعَا صَفْوَانُ بِالزِّیَارَهِ الَّتِی رَوَاهَا عَلْقَمَهُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیُّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ …؛ محمد بن خالد طیّالسی از سیف بن عمیره نقل می‌کند که به همراه صفوان بن مهران جمال و گروهی از یاران به نجف رفتیم. پس از آن که از زیارت فارغ شدیم، صفوان رو به سوی کربلا کرد و خطاب به ما گفت: از این مکان، یعنی کنار سر مبارک امیر المومنین (ع)، حسین (ع) را زیارت کنید. او در حالی که با دست اشاره می‌کرد گفت: آن جا همان جایی است که امام صادق (ع)، امام حسین (ع) را زیارت نمود و من همراه آن حضرت(ع) بودم. سیف بن عمیره گوید: آنگاه صفوان شروع کرد به خواندن همان زیارتی که علقمه بن محمد حضرمی آن را از امام محمد باقر (ع) برای روز عاشورا روایت کرده بود … (طوسی، همان).

در این سند علاوه بر شخصیت شیخ طوسی سه راوی تا شخص معصوم (ع) به نام‌های محمد بن خالد طیّالسی، سیف بن عمیره و صفوان بن مهران اسدی کوفی آمده است. البته بین شیخ طوسی و طیالسی مشیخه طوسی است که طبق روش حدیثی به جهت اختصار حذف شده است در مورد آن مطالبی بیان خواهد شد.

۱-۱٫ محمد بن حسن طوسی: شیخ الطائفه محمد حسن طوسی (متوفای ۴۶۰ه.ق) رجالی بزرگ عالم اسلام و صاحب دو کتاب از هشت اثر کهن و معتبر رجالی شیعه است. میان کتاب هاى فراوانى که در علم رجال تألیف شده هشت کتاب به عنوان اصول ثمانیه رجال (رجال کشی، فهرست نجاشی، فهرست شیخ طوسی، رجال شیخ طوسی، رجال برقی، رجال ابن داود، رجال ابن غضائری، رجال علامه حلی) معروف شده‌اند که بیشترین اعتبار و اعتماد را بین کتب علم رجال کسب نموده‌اند. البته از میان این هشت اثر چهار کتاب رجال کشی، فهرست نجاشی، فهرست شیخ طوسی و رجال شیخ طوسی از اهمیت بیشتری برخوردار است که اصل در این فن به شمار می‌آیند. بنابراین، دو اثر مهم از این مجموعه را شیخ طوسی تألیف کرده که حتی به جهت جامعیت، نظم، شیوایی قلم، نیکویی سلیقه و نبوغ علمی خود، کتب پیشین را مهجور ساخته است. از این رو می‌توان شیخ طوسی را مهم ترین رجالی شیعه نام نهاد. در هر حال، وثاقت شیخ طوسی امر مسلم است. نجاشی می‌گوید: «محمد بن الحسن بن علی الطوسی، أبو جعفر جلیل فی أصحابنا، ثقه، عین» (نجاشی، ۱۴۰۷: ص۴۰۳؛ حلی، ۱۴۱۱: ص۱۴۸؛ حلی، ۱۳۸۳: ص۳۰۶؛ خویی، ۱۴۱۰: ج۱۵، ص۲۴۴).

۲-۱٫ محمد بن خالد طیّالسی: محمد بن خالد طیّالسی، در تمام کتاب‌های رجالی هیچ گونه نقدی و تضعیفی درباره محمدبن خالد الطیالسی وجود ندارد (نجاشی، همان: ص۳۴۰؛ طوسی، ۱۳۸۱: ص۳۴۳؛ طوسی، بی تا: ص۳۴۳؛ خویی، همان: ج۱۶، ص۶۹).

به علاوه بزرگترین، دقیق ترین و موثق ترین راویان همانند علی بن حسن بن فضال (که خیلی کم از ضعیف نقل می‌کند و در نقل روایت خطا نمی‌کند) به طیالسی اعتماد نموده و از او روایت کرده اند. نیز بزرگان و اجلاء روات شیعه مانند محمدبن علی بن محبوب، سعدبن عبدالله اشعری قمی، علی بن سلیمان بن حسن بن جهم رازی، معاویه بن حُکَیم، محمدبن حسن صفار، ابوالعباس محمد جعفر زراری، علی بن ابراهیم قمی، عبدالله بن جعفر حمیری، عبدالله بن محمد خالد الطیالسی از محمد بن خالد روایت می‌کنند. بنابراین در خصوص مورد اعتماد بودن طیالسی هیچ شکی نیست. دیگر آن که، تعبیر شیخ در مصباح، «رَوی محمدُ بنُ خالد» است که عبارت «رَوی» نشان می‌دهد که نزد شیخ، صحت سند قطعی بوده است، اگر شیخ تامل و تردید در درستی نقل داشت بایستی می‌گفت: «رُوِی عن محمدبن خالد». این سه جهت که دست به دست یکدیگر بدهند، به طور قطع می‌توان گفت که سند شیخ به کتاب محمدبن خالد الطیالسی صحیح است.

نکته قابل تامل در این سند آن است که شیخ سند خود را ابتدا از محمد بن خالد طیالسی شروع می‌کند با این که این دو شخصیت هم عصر نیستند؛ در پاسخ گفته شد که درست است شیخ در این سند افراد متصل به محمد بن خالد طیالسی را نیاورد، اما از ظاهر حدیث استفاده می‌شود که (به قرینه رَوی محمد بن خالد… که به صورت فعل معلوم آورد نه مجهول رُوی) شیخ به طور مستقیم از کتاب محمد بن خالد اخذ کرد. شیخ طوسی در کتاب الفهرست خود به صورت مستقل افراد طریق خود به کتاب محمد بن خالد الطیالسی را این گونه آورده است: «عن حسین بن عبید الله غضائری عن احمد بن محمد بن یحیی عطار عن ابیه، عن محمد بن علی بن محبوب، عن محمد بن خالد طیالسی». همه‌ اشخاص این طریق از بزرگان و معتمدان شیعه هستند. بنابراین، سند شیخ طوسی به به محمد بن خالد طیالسی قابل تصحیح است. دیگر آن که، بر فرض اشکال در مبانی طریق شیخ به طیالسی، راه دیگری برای تصحیح این سند وجود دارد و آن عبارت است از این که شیخ طوسی از سه طریق که یک طریق آن در صورت جمیع مبانی، صحیح است از محمدبن علی بن محبوب روایت نقل می‌کند و محمدبن علی بن محبوب تمام روایات محمدبن خالد طیالسی را نقل کرد و تمام این احادیث منقول از طیالسی از طریق محمدبن علی بن محبوب به شیخ رسیده است. بنابراین وقتی شیخ به محمدبن علی بن محبوب سند صحیح دارد، به محمد بن خالد طیالسی نیز سند دارد. با این وجود، این نکته را نیز باید توجه داشت که آیت الله خویی در طریق شیخ طوسی به محمد بن خالد از شخصی به نام احمد بن محمد بن یحیی وجود دارد که توثیق نشده است: «طریق الشیخ إلیه، فیه أحمد بن محمد بن یحیى و هو لم یوثق» (خویی، همان: ج۱۶، ص۷۰).

۳-۱٫ سیف بن عمیره: سیف بن عمیره نخعی کوفی، شخصیتی ثقه و مورد اعتماد است. چنانچه آیت الله خویی از قول نجاشی می‌نویسد: «قال النجاشی: سیف بن عمیره النخعی، عربی، کوفی، ثقه» (نجاشی، همان: ص۱۸۹؛ طوسی، بی تا: ص۲۲۴؛ خویی، همان: ج۸، ص۳۶۵).

۴-۱٫ صفوان بن مهران اسدی کوفی: صفوان بن مهران اسدی کوفی از اصحاب امام صادق (ع) و ثقه و جلیل القدر بوده و مکرر به همراه آن حضرت از مدینه به کوفه و نجف به زیارت قبر امیرالمومنین (ع) مشرف شد و بر محل قبر آن حضرت(ع) مطلع بود. وی به صراحت از سوی شیخ طوسی و نجاشی توثیق شده است (نجاشی، همان: ص۱۹۸؛ طوسی، همان: ص۲۴۳؛ کشی، ۱۳۴۸: ص۴۴۱؛ خویی، همان: ج۹، ص۱۲۱).

آیت الله شبیری زنجانی این سند را صحیح می‌داند. او می‌گوید: «گذشته از تاییدات غیبی معتبر که موید زیارت عاشورایند، ظاهر این عبارت می‌‌رساند که حضرت صادق (ع) با همین زیارتی که علقمه از امام باقر نقل کرده، اشاره نموده و زیارت کرده است. نیز سندی که در کتاب مصباح المجتهد برای آن ذکر شده است، سندی صحیح است». (استفتاء منقول از آیت الله شبیری زنجانی)

بنا بر این، با توجه به آنچه گفته شد، اولین سند از اسناد سه گانه زیارت عاشورا از نظر اعتبار به طور قطع صحیح و بدون خدشه است.

۲- سند دوم زیارت عاشورا؛ طریق ابن قولویه قمی در کتاب کامل الزیارات از امام باقر(ع):

 ابن قولویه قمی در کامل الزیارات به طریق خویش از امام محمد باقر (ع) زیارت عاشورا این گونه نقل کرد: «حَدَّثَنِی حَکِیمُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ حَکِیمٍ وَ غَیْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى الْهَمْدَانِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیِّ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ وَ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ جَمِیعاً عَنْ عَلْقَمَهَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ مَالِکٍ الْجُهَنِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ …». (ابن قولویه قمی، ۱۳۵۶: ص۱۷۴)

بر مبنای مشهورکه تمام اسناد روایات کامل الزیارات را موثق می‌دانند، بالطبع این سند دوم زیارت عاشورا نیز صحیح و مورد اعتماد خواهد بود. یکی از توثیقات عام[۱]، توثیق راویان در اسناد کتاب کامل الزیارات، تألیف ابو القاسم جعفر بن محمّد بن قولویه (متوفای ۳۶۷ یا ۳۶۹ه.ق) است که یکى از معتبرترین مراجع در باب دعا و زیارات است. ابن قولویه، استاد فقه شیخ مفید و از ثقات اصحاب و از اساتید جلیل القدر شیعه در حدیث و فقه است (نجاشی، همان: ص۱۲۳). او خود، در مقدّمۀ کتاب می‌نویسد: «در نوشتن این کتاب، از گفته‌های دیگران استفاده نکردم… فقط روایاتی را که از ثقات از اصحاب ـ خداوند آنان را مشمول رحمت خود کند ـ به ما رسیده، ذکر کردم. در این کتاب، از راویان گم‌نام، یعنی کسانی که به نقل معروف و به ذکر حدیث و علم، مشهور نیستند، روایت نقل نکرده‌ام؛ هرچند حدیث شان از معصومان (ع) باشد. این کتاب را «کامل الزیارات» نامیدم» (ابن قولویه قمی، ۱۳۵۶: ص۳۷)

این سخن ابن قولویه سبب شده که شیخ حرّ عاملی (متوفای ۱۱۰۷ه.ق) حکم به وثاقت تمام راویانی کند که ابن قولویه در این کتاب، بی‌واسطه یا باواسطه، از ایشان روایت دارد (حر عاملى، ۱۴۰۹: ج۳۰، ص۲۰۲). محقّق خویی نیز در متابعت از شیخ حرّ عاملی، می‌نویسد: «و بما ذکرناه نحکم بوثاقه جمیع من وقع فی أسناد کامل الزیارات أیضاً… فإنّک ترى أن هذه العباره واضحه الدلاله على انه لا یروی فی کتابه روایه عن المعصوم الا و قد وصلت إلیه من جهه الثقات من اصحابنا رحمهم الله. قال صاحب الوسائل بعد ما ذکر شهاده علی بن ابراهیم بأن روایات تفسیره ثابته و مرویه عن الثقات من الائمه ع: «و کذلک جعفر بن محمّد بن قولویه، فإنه صرح بما هو ابلغ من ذلک فی اوّل مزاره». اقول: إنّ ما ذکره متین، فیُحکم بوثاقه من شهد علی بن ابراهیم او جعفر بن محمّد بن قولویه بوثاقته، اللهم الا أن یبتلى بمعارض و قد زعم بعضهم اختصاص التوثیق بمشایخه فقط و لکنه خلاف ظاهر عبارته کما لا یخفى» (خویی، ۱۴۱۰: ج۱، ص۵۱). آیت الله خویی در تمام کتاب‌های فقهی‌اش بر این مدّعا اصرار می‌ورزد که هر روایتی که ابن قولویه از معصوم نقل کرده، آن روایات توسط راوی ثقه به او رسیده است (خویی، ۱۴۱۷: ج۱، ص۲۴۸ و ج۲، ص۳۶۹ و ج۵، ص۲۱).

آیت الله سبحانی (سبحانی، ۱۳۶۶: ص۳۰۲) و استاد ترابی شهرضایی (ترابی، ۱۳۸۸: ص۱۶۴) در مجموع، چهار ایراد بر نظریۀ ایشان وارد نموده‌اند و بر این باورند که شهادت جعفر بن قولویه در مقدّمۀ کتاب کامل الزیارات، تنها وثاقت اساتید بی‌واسطۀ او را ثابت می‌کند. به گفتۀ استاد ترابی، در پی استفتایی که از محقّق خویی منتشر شد، وی از نظریۀ وثاقت تمام راویان کتاب کامل الزیارات برگشت و فقط وثاقت اساتید بی‌واسطۀ ابن قولویه را قبول کرد؛ هرچند در کتاب معجم رجال الحدیث هیچ نشانه‌ای از عدول آیت الله خویی از موضوع مورد اشاره در استفتا نیست.

به نظر می‌رسد با عنایت به اعتماد به خبر اهل خبره و توجّه به این‌که حجّیت خبر واحد، مشروط به اطمینان پیدا کردن به صدور خبر یا وقوع مضمون آن است، و از سوی دیگر ظاهر سخن ابن قولویه موافق با برداشت اوّلیۀ آیت الله خویی است، این نظر ترجیح دارد.

بر اساس مبنای غیر مشهور، در تحلیل موردی می‌توان گفت که بیشتر روات این سند موثق اند. حکیم بن داوود، از مشایخ ابن قولویه است و خود ابن قولویه هم مشایخ و اساتیدش را توثیق کرده است. او نیز موثق است. محمد بن خالد الطیالسی، چنانچه گذشت موثق است. سیف بن عمیره و صالح بن عقبه هر دو، در این طبقه دو نفر با هم هستند که سیف بن عمیره چنانچه گذشت موثق است. علقمه بن محمد حضرمی و محمد بن اسماعیل بن بزیع، در این طبقه هم دو نفر‌ند که توثیق شدند. صالح بن عقبه، در این طبقه هم صالح بن عقبه و پدرش راوی هستند که توسط عالمان رجال توثیق شده اند. البته در این سند، تنها محمد بن موسی همدانی، مورد بحث است و در مورد او اتهام غلو و ضعف گفته شد (خویی، همان: ج۱۷، ص۲۸۳). ابن غضائری نقاد و نکته سنج علم رجال در مورد او گفته است: «روایاتش را به عنوان شاهد و موید قرار بدهید و کلا رد نکنید.». در هر صورت، این سند را هر چند صحیح ندانیم ولی مؤید قوی برای آن سندهای اول و دوم است.

۳- سند سوم زیارت عاشورا؛ طریق شیخ طوسی از امام باقر(ع):

 شیخ طوسی به طریق خود از امام محمد باقر (ع) این گونه روایت کرد: «رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ … (طوسی، ۱۴۱۱: ج۲، ص۷۷۲).

هر چند در این طریق، برخی از روات همانند محمد بن اسماعیل بن بزیع و صالح بن عقبه، جرحی درباره آنان وارد نشده و موثق قلمداد می‌شوند؛ لکن «ابیه» در این سند یعنی پدر صالح بن عقبه، مجهول است (خویی، همان: ج۱۱، ص۱۵۶؛ ثقفی طهرانی، همان: ج۱، ص۴۳).

نتیجه گیری

 برای زیارت عاشورا سه سند بیان شد. بی شک سند اول این زیارت، صحیح و قابل اعتماد است و با این وجود، ضعف طرق دیگر نیز جبران می‌شود و به عنوان شاهد قوی، جایگاه مهمی دارد.

دلیل دیگر در پذیرش زیارت عاشورا ادله تسامح در سنن و حدیث «من بلغ» است. عالمان اسلامی بر اساس مبانی اصولی و قواعد فقهی، با استفاده از این گونه احادیث، مشروعیت عمل یا استحباب آن را استنباط می‌نمایند و از سخت‌‌گیری در مباحث سندی در امر استحبابی اغماض می‌نمایند. افزون بر این، تطابق محتوای این زیارت با روایات فراوان دیگر که با این محتوا وارد شده‌اند نیز سیره عملی و مداومت عالمان ربانی بر قرائت زیارت عاشورا در قرون متمادی و دریافت حاجت و کرامت عمومی و عنایت غیبی از این زیارت، مویدی دیگر بر صحت سند زیارت عاشورا است.

باری، سند زیارت عاشورا از قوت و اعتبار بسیار بالایی برخوردار است و تشکیک در اسناد آن از سر جهل و جهالت، غرض ورزی مذهبی و ناشی از ناآگاهی از داده‌های علم رجال و درایه است.

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَکَ وَجِیهاً بِالْحُسَینِ (ع) فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ»

منابع

۱٫ ابن قولویه‏ قمی، ابو القاسم جعفر بن محمد، ۱۳۵۶ش، کامل الزیارات‏، انتشارات مرتضویه، نجف اشرف‏‏.

۲٫ ترابی شهرضایی، اکبر، ۱۳۸۸ش، پژوهشی در علم رجال، قم، نسخه الکترونیکی.

۳٫ ثقفی طهرانی، میرزا ابوالفضل، ۱۳۷۶ش، شفاء الصدور، انتشارات مرتضوی، تهران، جلد اول.

۴٫ حر عاملى، محمد بن حسن، ۱۴۰۹ق، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت (ع) ، قم، جلد ۳۰٫

۵٫ حلى، ابن داود‏، ۱۳۸۳ق، رجال ابن داود، انتشارات دانشگاه تهران‏، تهران.

۶٫ حلّی، حسن بن یوسف، ۱۴۱۱ق، خلاصه الاقوال معروف به رجال العلامه الحلی‏، دارالذخائر، قم‏.

۷٫ خویى، سید ابوالقاسم، ۱۴۱۷ق، مصباح الأصول، کتاب‌فروشى داورى، قم، جلدهای اول، دوم، پنجم، ۱۱ و ۱۷٫

۸٫ ــــــــــــــــــــــ‏، ۱۴۱۰ق، معجم رجال الحدیث‏، مرکز نشر آثار شیعه، قم، جلدهای اول، هشتم، نهم، ۱۵ و۱۶٫

۹٫ سبحانی، جعفر، ۱۳۶۶ش، کلیات فی علم الرجال، مرکز مدیرت حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم.

۱۰٫ طوسى‏، محمد بن حسن، بی تا، الفهرست‏، المکتبه المرتضویه، نجف اشرف.

۱۱٫ ــــــــــــــــــــــــ، ۱۳۸۱ق، رجال الطوسی‏، انتشارات حیدریه، نجف‏ اشرف.

۱۲٫ ــــــــــــــــــــــــ ‏،۱۴۱۱ق، مصباح المتهجد، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت‏، جلد دوم.

۱۳٫ غضائرى‏، احمد بن حسین، ۱۳۶۴ق، رجال ابن الغضائری‏، مؤسسۀ اسماعیلیان، قم‏.

۱۴٫ کشی، محمّد بن عمر‏، ۱۳۴۸ش، رجال الکشی‏، انتشارات دانشگاه مشهد. مشهد مقدس.

۱۵٫ مجلسى، محمد باقر، ۱۴۰۴ق، بحار الأنوار، مؤسسه الوفاء بیروت، جلد ۱۰۰٫

۱۶٫ نجاشى‏، احمد بن على، ۱۴۰۷ق، رجال النجاشی‏، انتشارات جامعۀ مدرسین، قم‏.

۱۷٫ نرم‌افزار درایه النور تراجم و کتاب‌شناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری نور، نسخۀ ۱٫

پی نوشت:

[۱]- توثیق عام به توثیقی گفته می‌شود که جماعتی از روات را با ضابطه‌ای خاص و عنوان معین توثیق کرد و می‌توان آن را به صورت یک قاعدۀ کلّی رجالی آن را بیان کرد؛ مانند این‌که بگویند: «هر راوی‌ای که در اسناد کامل الزیارات و یا تفسیر علی بن ابراهیم واقع شده، ثقه است». در این‌که آیا توثیقات عام از دیدگاه رجال‌شناسان مى‏تواند به عنوان ملاک و میزان بر تأیید و وثاقت کسى باشد، محل بحث است. به استنباط ما اصل این گونه وثاقت می‌تواند صحیح باشد؛ زیرا چنانچه علامه خویی گفته است، وثاقت فردی به خبر ثقه اثبات می‌شود ـ و در این، تردیدی نیست ـ و حال می‌گوییم: فرقی نمی‌کند که این اخبار به شهادت وثاقت شخص معیّن به خصوصه و فردی باشد و یا این‌که این شهادت به وثاقت را در ضمن جماعتی بیان کنند، «فإنّ العبره إنما هی بالشهاده بالوثاقه، سواء أ کانت الدلاله مطابقیه أم تضمّنیه». (خویی، ۱۴۱۰: ج۱، ص۵۰)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *