سرخط خبرها
خانه / اسلایدر بالا / نشست هم اندیشی«معارف شیعه در پرتو اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)» در واحد آمل

نشست هم اندیشی«معارف شیعه در پرتو اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)» در واحد آمل

حضرت امام قبل از اینکه مردی سیاستمدار باشد مردی عارف بود که با عرفان خود سیاست را نیز پیش می برد و راز موفقیت او فقط عبودیت و اخلاص بود. ا و عبدصالح خدا بود. حضرت امام تنها مرجع تقلید و عارف بزرگی بود که در سطح کلان رهبری سیاسی را نیز بعهده گرفت و قبل از او هیچ کس از فقها این نقش را ایفا نکرد . اندیشه سیاسی حضرت امام براساس منطقی پایدار بر پایه مسائل فقهی است.

نشست هم اندیشی «معارف شیعه در پرتو اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)» از سری سلسله نشست های هم اندیشی استادان و نخبگان “گفتمان اصحاب علم و فرهنگ” در واحد آیت الله آملی برگزار شد.

به گزارش دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران؛ نشست هم اندیشی با عنوان معارف شیعه در پرتو اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) با حضور حجت الاسلام دکتر عراقی و دکتر اسدپور ؛ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آمل برگزار شد.

صورتجلسه این نشست را در زیر میخوانید:

امام در بعد علمی فیلسوف، فقیه ، اصولی ، ادیب و مفسر و شاعر ، محدث و متکلم بود در بعد معنوی عبدصالح خدا بود و راز موفقیت او فقط عبودیت و عبد صالح اخلاص بود. او در عین اینکه عارفی بزرگ بود بزرگترین سیاست مدار عصر خویش نیز بود و در اوج مبارزات سیاسی و اقتدار رهبری همان روح عرفانی و معنوی خود را حفظ کردند. و از نظر فکرو اندیشه بزرگترین نوآور قرن بود و اسلام را با زیباترین چهره ممکن به جهان معرفی کردند.

مفهوم اندیشه در لغت به معنای فکر و تامل و تفکر است و اندیشه سیاسی مجموعه ای از آراء و عقایدی است که به شیوه ای عقلانی و منطقی و مستدل درباره چگونگی سامان دادن به زندگی سیاسی مطرح می گردد.اندیشمند سیاسی کسی است که بتواند درباره آراء و عقاید سیاسی خود به شیوه عقلانی و منطقی استدلال کند تا حدی که اندیشه های او بتواند درد و نابسامانی و معضلات اجتماعی و سیاسی موجود را مطرح کند و راه های درمان ارائه بدهد و اقبال همگان را موجب شود و اندیشه او بتواند به گفتمان غالب عصر خویش تبدیل گردد.

حضرت امام خمینی یکی از بزرگ ترین اندیشمندان  سیاسی  و دانشمند فقیه دوران معاصر و از مردان تاریخ ساز جهان اسلام است وی متفکری بزرگ بود که به حوزه های مختلف علمی اشراف داشت و شخصیتی  چند بعدی است که آثار متعددی در حوزه مباحث عرفان ، فقه ، فلسفه ، کلام و سیاست دارد .

دراندیشه سیاسی حضرت امام تمامی مسائل مربوط به آئین کشور داری و قانونگذاری در اسلام کاربرد دارد بدیهی است که فرصت پرداختن به تمام زوایای اندیشه سیاسی ایشان ممکن نیست از این رو به صورت خیلی فشرده و فهرست وار به برخی از این حوزه ها سری می زنیم.

IMG_0287

اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی در آثاری چون کشف الاسرار،تحریرالوسیله، کتاب البیع، رساله ولایت فقیه و پیامها و اعلامیه ها و فرامین سیاسی بیان شده است.

دین و سیاست: دین و سیاست یکی از مفاهیم محوری در اندیشه حضرت امام بوده  به گونه ای که می توان سنگ بنای اساسی اندیشه سیاسی وی را در این موضوع جست و جو کرد.

با اندکی تأمل در سیره حضرت امام می توان به دست آورد که ایشان هیچ گاه راضی نبودند که دین تنها به معنای احکام فردی و محدود به فرائض روزانه باشد ، تبلیغ نشود و ابعاد دیگر دین مورد غفلت قرار گیرد .  وی فرمودند در زمان رسول ا… نیز سیاست و دیانت لازم و ملزوم یکدیگر بودند و هر یک از آن دو در خدمت دیگری بوده است تا انسانها را اصلاح و به سعادت واقعی برساند. وی در تعریف سیاست می فرمودند: سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد. تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را توجه کند و دیانت همان سیاستی است که هم به بعد مادی انسان و هم به بعد معنوی و روح انسان توجه کند برخلاف سیاست غرب . و آنچه که اندیشمندان غربی مثل روسو و توماس ها در  اعتقاد به ضرورت حکومت و دفاع از لزوم وجود نظم سیاسی در جامعه مطرح کردند از مباحث پایه ای و بنیادی در اندیشه سیاسی امام خمینی نیز بوده است . وی از جمله فقیهانی بود که به لزوم تأسیس نظام سیاسی دردوران غیبت معتقد و با ارائه دلایل عقلی و نقلی اثبات کرد که اولا اصل وجود حکومت برای جوامع بشری ضروری است و جامعه انسانی بدون حکومت ممکن نیست.ثانیاً و در هر هر زمان از جمله زمان غیبت امام معصومین (ع) جامعه نیاز به حکومت مطلوب دارد که برای استقرار آن باید تلاش کرد . امام خمینی در کتاب ولایت فقیه با استناد به حدیث العلما ورثه الانبیا  وظیفه بارز پیامبر اسلام را تشکیل حکومت  و آن را از اوجب واجبات میداند و اجرای تمامی احکام اجتماعی دین را مبتنی برتشکیل حکومت الهی می داند و همین مسئولیت را به عهده علماء و فقهای امت می دانند و به تاسی از پیامبر اکرم باید حکومت تشکیل شود .

عدالت:عدالت یکی از مفاهیم کلیدی است که همواره حضرت امام بر ان تاکید داشتند. از مهمترین اهداف نظام سیاسی را تحقق قسط و عدالت در جامعه بیان می کند و استناد به آیه قران می فرماید : یک بعد از ابعاد بعثت انبیا در حکومت و یکی مهمترین آئین وشیوه کشور داری اجرای عدالت است. لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط.

انبیا را فرستادیم برای اجرای عدالت مجهز به سه نیرو کردیم:۱)-بینات ۲-کتاب  ۳-میزان تا عدالت اجتماعی را بین مردم برپا کنند.

از ویژگیهای اندیشه سیاسی امام خمینی آن است که وی حکومت را ابزاری برای تحقق عدالت و معنویت در جامعه می داند چرا که اگر عدل در جامعه حاکم شود انسان در مسیر رشد و سعادت حرکت می کند. در جامعه ای که نشان از عدالت نیست نشان از سعادت و فلاح و رستگاری نیز وجود ندارد. برای اجرای عدالت : طبق آیه لقد ارسلنا بدون عادل بودن مجری ممکن نیست و نیز باید قانون که تنظیم می شود باید به عدل تدوین شود و مردم هم باید قیام به عدل کنند( لیقوم الناس بالقسط) ولی رکن رکین اجرای عدالت عادل بودن کارگزاران نظام است پس دیدگاه امام خمینی در باب عدالت برخاسته از برداشتی است که از اسلام دارد و عدالت را امری فطری می داند و معتقد است که مشیت خداوند متعال بر این است که انسانها  عادلانه زیست کنند و حکمت آفریدگار بر این تعلق گرفته است که مردم به طریقه عادلانه زندگی کنند و در حدود احکام الهی قدم بردارند و این از حکمت همیشگی و از سنت های خداوند متعال است .

IMG_0302

راهبرد حضرت امام برای اجرای عدالت ؟

به نظر حضرت امام تا تهذیب و تزکیه نفس صورت نگیرد  و عدالت در نهاد انسانها نهادینه  و راسخ و استوار نگردد  تحقق آن در جامعه شدنی نیست و تافرد خودش تربیت نشود نمی تواند دیگران را تربیت کند . کتابهای حضرت امام سرشار از دعوت به تهذیب نفس و غنیمت شمردن فرصت دنیا در جهت خودسازی است . تحقق عدالت اجتماعی از مسیر عدالت فردی می گذرد.بر همین اساس با توجه به دیدگاه امام خمینی برای تشکیل حکومت و قرار گرفتن حاکم عادل و فقیه عادل درراس امور زمینه های تحقق عدالت فراهم می گردد و باید تمام کارگزاران حکومت عادل باشند تا از جامعه انتظار عدالت داشته باشیم و مردم قیام به عدل کنند .

آزادی:آزادی یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی و یکی از مفاهیمی بود که حضرت امام به صورت بنیادین از آن دفاع می کردند و آزادی را نه به عنوان یک ابزار سیاسی و یک شعار بلکه از حقوق ابتدائی  و اولیه بشر نام می بردند . و معتقد بودند که این حق ابتدائی بشر است که آزاد باشد. آزادی که به سرنوشت مشترک با دیگران ارتباط پیدا می کند مثل آزادی مدنی ، اجتماعی و  آزادی های خصوصی و فردی که شامل آزادی عقیده ، بیان، فکر، آزادی احزاب و آزادی مطبوعات می شود  .

البته طبیعی است که این آزادی ها بدون حد و مرز نخواهد بود .  از نگاه حضرت امام حد این آزادی ها تا آن جا است که مصالح کشور را به خطر نیندازد . مرزهای آزادی را از قوانین دینی و قوانین کشور که برگرفته از اسلام است می دانستند و خداوند هم یک بعد از ابعاد فلسفه بعثت انبیا را اجرای آزادی می دانستند و می فرماید « و یضع عنهم اصرهم و الااغلال التی کانت علیهم» پیامبران آمدند که بارهای سنگین و زنجیرهای که برانسانها هست  را بردارند» و آزادی چیزی جز رفع محدودیت نیست.

IMG_0298

 آزادی در اسلام

استقلال : که در مقابل وابستگی قرارداد استقلال در تمام زمینه ها ، عدم وابستگی ، نفی دخالت اجانب، قطع نفوذ بیگانگان ، اعتقاد داشتند. و به استقلال اقتصادیف استقلال هویتی ، فرهنگی، استقلال سیاسی استقلال نظامی می توان اشاره کرد .

حضرت امام در صحیفه نور ج ۱۰ ص ۳۷۳ به استقلال اقتصادی اشاره می کنند و می گوید ملت ایران با تکیه برمنابع طبیعی کشور و باور به توانائی خویش و یاری خدای بزرگ ، خود را در تامین نیازهای اساسی و ارزاق عمومی کشور به مرز خود کفائی برساند . از منظر حضرت امام کشوری که در نیازهای اساسی و ارزاق عمومی وابسته به دیگران باشد خواسته یا ناخواسته به لحاظ سیاسی و فرهنگی نیز به اسارت آنها در خواهد آمد .  باید وابستگی مان را از اجانب و غرب و شرق قطع کنیم.   امام در مورد استقلال هویتی می فرماید: هیچ ملتی نمی تواند استقلال پیدا کند  الا اینکه خودش را بفهمد. مادامی که ملت ها خودشان را گم کردند و دیگران را به جای خودشان نشاندند، استقلال نمی توانند پیدا کنند، کمال تاسف است که کشور ما که حقوق اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد، این فرهنگ را و این حقوق را نادیده گرفته است و دنبال غرب رفته است. و این وابستگی فکری به وابستگی عقلی و  وابستگی مغزی به خارج منشا اکثر بدبختی های ملتها است ( صحیفه نور امام ج ۱۲ و ۴). و متاسفانه بعضی از جریانهای روشنفکری مدلها و الگوهای رایج غرب را چشم بسته تبلیغ می کنند.

استقلال سیاسی : رکن رکین استقلال در همه ابعاد استقلال سیاسی است به گونه ای که استقلال اقتصادی و فرهنگی و هویتی ، بدون استقلال سیاسی امری امکان ناپذیر می باشد حضرت امام می فرماید : ما روابط خود را پا جهان غرب بر این اساس پی ریزی می نماییم  که ملت ایران غربزده نباشند و بر پایه های ملی و مذهبی خویش به سوی ترقی و تمدن گام بر دارد. ( صحیفه۴ ص ۲۴۳ ).

ارتباط استقلال با آزادی در ارتباط با جمهوری اسلامی در اندیشه امام :

استقلال بدون آزادی و آزادی بدون استقلال در ارتباط با جمهوری اسلامی معنا ندارد استقلال بدون آزادی که همان ظهور اراده ملی و پشتوانه مردمی است دوام نمی یابد و آزادی نیز بدون وجود استقلال منجر به وابستگی و استحاله در نظام بین الملل خواهد شد و آندو در نظر امام ریشه در اسلام و قوانین شرع دارد.

IMG_0286

مردم سالاری :مردم سالاری و نقش ویژه مردم در تعیین سرنوشت و حضور فعال آنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی از دیگر محورهای اندیشه سیاسی حضرت امام است. حضرت می فرماید: ما نیا نداریم به ملتمان تحمیل شویم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری کنیم ما تابع آراء ملت هستیم .

از حضرت امام پرسیدند اگر مردم بر عکس اول انقلاب که خواهان جمهوری اسلامی بودند همه مردم خواهان سرنگونی این نظام باشند شما که الان شخص اول مملکت هستید و همه نظام و نیروی انتظامی و سپاه تحت فرمان شمایند چه می کنید؟ آیا مردم را به رگبار می بندید؟حضرت امام گفتند من  به هیچ عمل خشونت آمیزی دست نمی زنم بلکه بر می گردم به حوزه علمیه و دوبار کار فرهنگی می کنم همان کاری که قبل از سال ۱۳۴۰ انجام دادم و در تربیت مردم جهت تشکیل حکومت اسلامی تلاش می کنم .

سیاست حضرت امام : دو عنصر داشت : عنصر تکیه به دین و احکام اسلام و عنصر دوم تکیه به آراء حداکثر مردم و اینکه معیار و میزان رای ملت است جمله معروف حضرت امام است .  به قول استاد شهید مطهری  جمهوری کالبد و جسم به حساب می آید و اسلامیت روح آن می باشد. نه جسم بدون روح و نه روح بدون جسم امکان پذیر نیست .

قانونمندی: قانون مداری و قانون گرائی از اصول اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام است حضرت امام عمل به قانون را برای تمامی افراد جامعه از پایین ترین رده نظام تا بالاترین مقامات واجب می دانست در حکومت مورد نظر امام شخص مطرح نیست ملاک قانون الهی است همه تابع قانون اند و فرقی میان اشخاص نیست و معتقد بود در اسلام قانون حکومت می کند . به گونه ای که حتی پیامبر اکرم ( ص) نیز تابع قانون بود.

ایشان در پیام ها و سخنان بسیاری از تاثیر تعهد به قانون در پیشرفت زندگی سخن راندند و بی قانونی را سبب همه مفاسد اجتماعی می دانستند  و همواره بر همه ارکان قانون مندی و قانون گرائی تاکید داشتند ، و مجلس شورای اسلامی که کارش وضع قوانین است در راس تمام نهادها جای می داد.

فرهنگ:امام فرهنگ را مبنا و پایه ای برای مسائل سیاسی و اقتصادی می داند و معتقد بودند اگر فرهنگ درست شود و انسان درست تربیت شود، همه مشکلات جامعه درست می شود، فرهنگ یک کارخانه  ادم سازی است  چنانچه انبیا هم برای همین معنی آمدند که آدم درست کنند (هر چند آدم شدن چه مشکل …..یا عالم شدن چه مشکل آدم شدن محال است.از نگاه امام فرهنگ کامل و انسان ساز فقط در درون اسلام وجود درد و اسلام صرفا ظرفیت کامل انسان سازی را در درون خود دارد می فرماید قضیه تربیت یک ملت به این است که فرهنگ ان ملت صحیح باشد، شما کوشش  کنید که فرهنگ را فرهنگ مستقل کنید . ایشان استقلال فرهنگی ، را عامل اصلی توسعه یافتگی و وابستگی فرهنگی را عامل اصلی توسعه نیافتگی  می دانست.

IMG_0290

وحدت : اتحاد و و حدت :وحدت میان اقشار مختلف مردم از دیگر مولفه های اندیشه امام در عالم سیاست  است. رمز پیروزی را در سایه وحدت می دانست و معتقد بود که از برکات انقلاب اسلامی که موجب عزت ملت ایران و امت اسلامی گردید مسئله اتحاد بود . حرکتی که با حضور مردم انجام می شود  به نتیجه می رسدوتوسط خود مردم نیز بقا و دوام آن تضمین می شود و فرمودند انقلاب پیامبر اکرم (ص) که انقلابی بنیادین و همه جانبه بود تکیه گاهی جز خداوند و وحدت بین توده های ضعیف و محروم نداشت و با توجه به این دو نکته مهم هیچ گاه از مستکبران و زور مداران استمداد نکرد. حضرت امام ( ره) پیامدهای تفرقه را به خوبی شناخته بود و می دانست تفرقه در میان ملل اسلامی در ابعاد مختلف سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی تاثیرات منفی بسیاری بر جای  گذاشت، که رفع انها بسیار مشکل است و تنها راه جلوگیری از این تفرقه، وحدت ، برادری، انسجام ملی و اسلام است که باید حول محور اسلام و تعالیم حیات بخش آن صورت گیرد . با توجه به اعتقاد به اصل وحدت قائل به گسترش روابط خاجی براساس احترام متقابل ، روابط با تمام خارجی ها براساس اصل احترام متقابل خواهد بود در این رابطه نه در برابر ظلمی تسلیم می شویم نه به کسی ظلم می کنیم.

مصلحت :مصلحت در لغت به معنای شایستگی است و مقابل مفسده است یعنی رعایت مقتضای زمان و مکان و هر چیزی که انسان را به صلاح وا دارد که در مقابل فساد است . و هر عملی باید بر طبق مصلحتی از مصالح مسلمانان و امت اسلام صورت گیرد. حضرت امام معتقد بود که از نگاه اسلام کارگزاران حکومت نمی توانند طبق رای و نظر خود عمل کنند و بر آن اصرار ورزند. بلکه تمام آنچه در حکومت می گذرد باید براساس قوانین الهی باشد و باید بر طبق صلاح مسلمانان و حکومت اسلا می عمل کند و بارهاتاکید کردند اگر مصلحت اسلام یا مسلمانان را در عمل خاصی دیدند اقدام می کنند . دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را در راستای همین اصل می توان ارزیابی کرد .

دعوت جهانیان به اسلام :یکی دیگر از مبانی اندیشه سیاسی حضرت امام اعتقاد به اصل دعوت بود دعوت جهانیان به اسلام و گسترش معارف اسلام در میان ملل مختلف یکی دیگر از مفاهیم کلیدی اندیشه سیاسی امام خمینی است دعوت گورباچف رهبر حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق از این زوایه قابل بررسی است.  با رسانه ملی، و دستگاه تبلیغاتی و مطبوعات و هر ابزاری که در دست داریم باید قشرهای غیر اسلامی را به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنیم. اصل دعوت به اسلام یکی از وظایف اساسی مسلمانان و رهبران دینی محسوب می شود .احیای هویتی اسلامی :یکی دیگر از محورهای اندیشه سیاسی امام خمینی است. احیای هویت ملی – اسلامی را رمز استقلال از قدرت های جهانی دانسته و همواره تاکید داشتند به هیچ نحو استقلال حاصل نمی شود مگر این که ما خودمان را بشناسیم و باور داشته باشیم.

سیاست خارجی:  اندیشه  سیاسی امام در سیاست خارجی بر مبنای اصل عزت اسلامی و سیادت دینی، اصل دعوت به اسلام ، و اصل ظلم ستیزی و تألیف قلوب و امر به معروف بود .  سیاست خارجی ، چگونگی روابط با کشور های خارجی و نحوه تعامل دولت اسلامی در عرصه بین المللی و دفاع از مظلومان و محرومان در سراسر دنیا یکی از مباحث مهم در اندیشه سیاسی امام محسوب می شود . نفی سلطه بیگانگان و نفی سبیل با توجه به آیه لن یجعل اله للکافرین علی المومنین سبیلا و نیز دفاع از مستضپعفین و کمک به نهضت های آزادی بخش جهت رهائی از شر فساد و برخورداری از یک زندگی شرافت مندانه انسانی . و می فرماید: جمهوری اسلامی ایران هم در کنار شما و هم در کنار همه مسلمانان ، بلکه در کنار همه مستضعفان جهان خواهد بود .

IMG_0288

ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی :بدون شک مهمترین بخش اندیشه سیاسی امام خمینی به نظریه ولایت فقیه اختصاص دارد و مورد توجه خاص ایشان بود . دو صفت خاص علاوه بر صفات عامی که کارگزاران نظام دارند و صفت خاص ولی فقیه عدالت ، فقاهت ، و با این دو معیار است که شخص حاکم محک می خورد و امام می فرمودند: بهترین اصل در قانون اساسی، اصل ولایت فقیه است، اصل شریفی است اگر چنانچه تحقق پیدا کند همه امور اصلاح می شود .امام می فرماید: قضیه ولایت فقیه چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است همان ولایت رسول الله است و اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند .

غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد برای هیچ کسی حکومت نیست، نه فقیه و نه غیر فقیه ، همه تحت قانون عمل می کنند  مجری قانون هستند  همه ، هم فقیه و هم غیر فقیه همه مجری قانونند ، ولایت فقیه ناظر بر این است که تنها اینها اجرای قانون بکنند .  ولایت فقیه برای مسلمین هدیه ای است که خداوند تبارک و تعالی داده است. ولایت فقیه میراث گرانبهای امام خمینی و روح و هویت انقلاب اسلامی است امروزه این نظر نه تنها یک نظریه سیاسی و فقهی در کنار دیگر نظریه هانیست بلکه جوهره نظام اسلامی و محور قانون است . و مشروعیت قوای سه گانه مقننه ، مجریه و قضائیه بستگی به آن دارد. و امام راحل با تکیه بر همین اصل ولایت فقیه نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را ساقط کرد و جمهوری اسلامی را بنیان نهاد.

منظور از ولایت مطلقه فقیه چیست ؟ برخی پنداشته اند ولایت مطلق فقیه یعنی حکومتی که هیچ حد و مرزی ندارد و ولی فقیه هر گونه که بخواهد می تواند  حکم براند و حتی می تواند قانون و شریعت اسلام را تغییر دهد قطعاً منظور از ولایت مطلقه فقیه چنین چیزی نیست بلکه ولایت مطقه فقیه یعنی  اینکه فقیه حاکم در اداره همه امور کشور حق دخالت و تصمیم گیری دارد و اجرای حدود میکند و با دیگر کشور  پیمان های اقتصاد ی و سیاسی و نظامی می بندد و همه اختیاراتی که حضرت رسول و امام علی در عرصه مدیریتی دانستند، ولی فقیه دارد و خداوند همه آن اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است.

انتهای پیام/.ش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *