سرخط خبرها
خانه / اسلایدر بالا / نشست هم اندیشی «جریانات سلفی گری ، تکفیری و وهابی» در واحد آیت الله آملی

نشست هم اندیشی «جریانات سلفی گری ، تکفیری و وهابی» در واحد آیت الله آملی

دین درست را باید از میوه اش شناخت نه از استدلال های کلامی. وقتی که دین میوه ای داد مثلاً انسان های بی سواد باسواد شدند،افراد بی نظم بانظم شدند، فقر کم شد،بی اخلاقی کم شد آن وقت می گوییم دین این جامعه  درست است( امام موسی صدر)

نشست هم اندیشی «جریانات سلفی گری ، تکفیری و وهابی» از سری سلسله نشست های هم اندیشی استادان و نخبگان “اندیشه و اندیشمند” مربوط به ” اسفند ماه ۹۴” در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آیت ا…آملی رحمه الله علیه برگزار شد.IMG_0044

به گزارش دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران؛کارگاه آموزشی هم اندیشی اساتید تحت عنوان «جریانات سلفی گری ، تکفیری و وهابی» در واحد واحد آیت ا …آملی برگزار گردید.

در این نشست که به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد استان مازندران و دفتر هم اندیشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آیت الله آملی برگزار شد؛ دکتر «کریم صادقی» بعنوان مدرس کارگاه در ابتدا به تعریف جریان سلفی گری پرداخت و گفت: گروهی از مسلمانان ( سلفی  ها) با استناد به این حدیث می گویند  در فهم  و تفسیر  دین  فقط  فهم  همین سه نسل (صحابه،تابعین و تابعین تابعین)که پیامبر فرمودند اصل است و ما باید تنها به آن ها مراجعه  کنیم.  این  گروه  خود را سلفی ( پیر و سلف=گذشته) می دانند و اولین بار احمدبن حنبل این ایده را مطرح کرد و در قرن  هفتم این تیمیه ایده ی او را پی گرفت و به اندیشه ای جدید بدل کرد.

وی در ادامه با اشاره به دوره های جریان تکفیری و پیشینه ی آن گفت: احمدبن حنبل ( قرن سوم)درفتواهایش ابتدا به قرآن و احادیث پیامبر  استدلال می کرد بعد به سخنان  و فتواهای  یاران رسول خدا و در  نهایت  به سخنان  و فتواهای تابعان  تا قرن  سوم هجری  ، او با تاکید  بر نص ( متن) قرآن و در تفسیر و تاویل می گوید، خداوند  مانند ما بینا، شنوا و سخن گوست و دارای  اراده  و  حکمت  است.  خدا دست ( ید) و  جا ( عرش)دارد ولی ما از چگونگی آن ها بی اطلاع هستیم  چون  چنین چیزهایی اسرار خداست. احمد حنبل  شدید ضد شیعه  و ضد خوارج  بود ولی آن  را تکفیر نکرد .عقاید و اندیشه های سلفی  و اهل حدیثی  احمد بن  حنبل  در قرن  چهارم  توسط  فرزندانش تبدیل به یک فرقه دینی به نام حنابله در اهل سنت شد.سه قرن بعد از احمدبن حنبل احمدبن تیمیه سلفی گری را به اوج رساند . ابن تیمیه ( قرن هفتم) می گفت.  ما  حق  نداریم  در فهم  قران  برداشت های عقل  خود را  حاکم  کنیم.  باید بسنده کنیم  به  آنچه  که از  ظاهر  قرآن  می فهمیم و درباره  متشابهات قرآن سکوت  کنیم(نص گرایی)ابن تیمیه بسیاری از مواردی را که مسلمانان نشانه ی احترام به بزرگانشان می دیدند مصداق شرک معرفی کرد و با ارایه ی  ایده های  متفاوتی درباره اسلام و کفر، بسیاری از مسلمانان را تکفیر کرد.

وی همچنین در خصوص جریان «وهابیت» تصریح کرد:محمدبن عبدالوهاب بنیانگذار وهابیت بود. افکار و آراء او از  ابن تیمیه مایه  گرفته است و محمدبن عبدالوهاب  به همان موردی  دعوت  می کرد  که ابن تیمیه  و شاگردش ابن قیم الجوریه  به آن  دعوت  می کردند.  به بیان  دیگر  محمدبن  عبدالوهاب  و قیام  و وهابیان  تحقق  عملی  انتقادات  ابن  تیمیه بود.  او انتقادات  و نظریات  مغرضانه  و ویرانگرانه ابن تیمیه را عملی  ساخت . محمدبن  عبدالوهاب و وهابیان  عبارت را  تنها  به  آنچه  اسلام  در قرآن  و سنت  مقرر دانسته  ندانستند  امور عادی  را نیز  خارج  از منطقه  اسلام  دانستند به همین  جهت  دخانیات  را طرح  اعلام  کردند  و در  تحریم  آن  شدت  عمل  به خرج  دادند. وهابی  های عوام  کسی را  که  دود  بکشد  مانند مشرکین  می دانستند  و از این  لحاظ  مانند  خوارج  هستند  که  هر کس  را  مرتکب  گناه  شود  کافر می دانند.وهابیان به دعوت اکتفا نکردند بلکه  با مخالفان  خود به  جنگ برخاستند و می گفتند با بدعتها می جنگیم. رهبرشان در جنگ ها نیز از خاندان  سعود ( محمدبن  سعود  و بعدعبدالعزیز بن سعود)بود. وهابی ها هر ده  و شهری را  که تسخیر می  کردند  به ویرانی  ضریح ها و قبود می پرداختند  از این رو برخی  از نویسندگان  اروپائی  به  آنها  لقب  تخریبگران  معابد  داده اند  که این  البته  سخن مبالغه  است زیرا ضریح ها  با معابد  تفاوت  دارد. وهابی ها هر مسجدی را که ضریحی داشت خراب می کردند. وهابی ها هر خبری را  که مشخص  بود و علامتی داشت ویران ساختند چون بر حجاز مسلط شدند تمام قبور صحابه  را خراب  کردند و با زمین  یکسان کردند.

دکتر صادقی در خصوص یکی از عوامل موفقیت جریان وهابیت گفت: یکی از عوامل موفقیت و لایه های پیروزی محمدبن عبدالوهاب ، استفاده  از جهل  مردم  آن محیط  بود.  در تاریخچه  کوتاه  گذشته  مربوط  به محمدبن عبدالهواب  شیخ  محد نخست  مدینه و بصره  را برای شرافکار خود انتخاب  کرد ولی با عکس العمل  علمای  آگاه  روبرو  شد و  به سراغ  نقاط  بسیار  عقب  افتاده  مثل  عینیه، درعیه و در سرزمین بخد  که کمتر  نام و نشانی  در تاریخ  و جغرافیای  بخد داشتند و مردم  آنجا عقب  افتاده ترین و  جاهل  ترین  مردم  عربستان  بودند رفت.  مردم  ان سامان  نیز  زندگی  قبیله ای داشتند و کافی  بود  شیخ  قبیله  به  کسی  تمایل  نشان دهد و اهل قبیله  را به دنبال  خود بکشاند.

وی در ادامه با تعریف و مشخصه ی جریان سلفی گری افراطی گفت: علاوه بر این دو نوع از سلفی  گری  نوع دیگری  از سلفی  گری  در دنیای  اسلام  بوجود  آمد که به  آن می توان  سلفی  گری  افراطی  نام نهاد.  این دسته وجه تکفیری  و  جهادی دارند  و این وجه از سلفی  گری از این تیمیه  شروع  شد  به محمدبن عبدالوهاب  و فرقه وهابیت  رسید و از نمونه های دیگر  ان بوکو حرام در نیجریه ، النور  و الفضیله  در مصر، انصار الشریعه  در تونس، اشباب  در  کومالی  ، التحریر  درآسیای میانه ، سپاه  صحابه  در پاکستان و انصار  الاسلام  و داعش  و القاعده  در عراق، و طالبان در افغانستان  می باشند که «ظاهر گرائی  و اصالت  عمل در مقابل  نظر در نظام  فکری  این جریان ها» را یکی از مشخصه و ویژگی های  عمده  سلفی  های افراطی معرفی کرد.

دکتر صادقی در پایان تصریح کرد:رویکرد سلفی  به دین  که در ابتدا صرفاً یک نوع رویکرد دینی بود  به سمت  سلفی  گری  افراطی  رفت و آنچه  که امروزه  در قالب داعش و طالبان والقاعده و…می بینیم  صرفاً یک نوع اقدامات  ایدئولوژیک  نسبت  بلکه  اینان به دنبال  تجدید  خلاقت  تاریخی  اسلامی و بازسازی  جوامع  سنی  مذهب  بر پایه  قرائت  سلفی  افراطی  از اسلام  می باشند  ان  نوع  افراطی  که هیچ  سابقه ای در اسلام  سنتی و سالام  زمان  پیامبر و صحابه  و تابعین  نداشته اند.

انتهای پیام/.ش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *