سرخط خبرها
خانه / اسلایدر بالا / دکتر سالکی: در روانشناسی جدید،روانشناسان ذهن یا نفس را به جنبه‌های شناختی محدود می کنند

دکتر سالکی: در روانشناسی جدید،روانشناسان ذهن یا نفس را به جنبه‌های شناختی محدود می کنند

نشست هم اندیشی “نفس و روان از دیدگاه مکاتب مختلف” از سری سلسله نشست های هم اندیشی استادان و نخبگان “اندیشه و اندیشمند” مربوط به ” آذر ماه ۹۴” در واحد بابل برگزار شد.
به گزارش دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران؛ نشست نفس و روان از دیدگاه مکاتب مختلف با تدریس جناب آقای دکتر سالکی ؛ عضو هیئت علمی و مدرس دانشگاه برگزار گردید.این نشست با استقبال خوبی از سوی اساتید عضو هیئت علمی مواجه شد.

۰۶

در ابتدای این نشت که در تاریخ ۹۴/۹/۴ و در سالن کنفرانس دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل برگزار شد؛ حجت الاسلام دکتر قلی پور ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل؛ ضمن گرامیداشت هفته بسیج اظهار امیدواری کرد اساتید دانشگاهی در جهت خدمت بسیج وار و درک ابعاد بسیج و روحیۀ بسیجی حرکت کنند. وی همچنین در آستانه اربعین حسینی با پرداختن به اینکه جریان قیام امام حسین(ع) و قیام عاشورا؛ معنای واقعی حفظ اندیشه نامحدود و بزرگ و ایمان در عبور از مسائل مختلف است؛ گفت: جلسات هم اندیشی و نشست های ما باید در راستای اباعبدالله حسین(ع) امتداد داشته باشد و روح بزرگی از ایثار و پایداری در وجود ما پرورش یابد.

وی همچنین ضمن عرض خیرمقدم و تشکر از دکتر سالکی ؛ و همچنین جناب آقای دکتر افشار(دبیر هم اندیشی سابق بابل)که مسوولیت خطیری بر عهده داشت، پیروِ موضوع نشست افزود: انسان موجودى است چند بعدى که در وجود او ابعاد مادى و معنوى، فکرى و عاطفى، فردى و اجتماعى، اخلاقى و هنرى، فرهنگى و اقتصادى و مانند آن وجود دارند. در تربیت انسان کامل لازم است بر همه ابعاد و جنبه هاى وجودى او توجه شود و این ابعاد به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تکامل یابند تا انسان حقیقى پرورش یابد و انسانیت او تحقق پیدا کند. قرآن انسان را موجودی دو بُعدی می داند که یک بُعد وی همان مادّیت و ظاهر اوست که از گِلِ تیره رنگی به وجود آمده و بُعد دیگرش بُعد غیرمادی اوست که از آن به “روح خدا” تعبیر شده و همان هم حقیقت وجود انسان است و در واقع بدن در حکم وسیله ای برای فعالیت روح یا نفس به حساب می آید و آثاری را که ما از قوای جسمانی و اعضای بدن خود می دانیم در حقیقت از روح و نفس سرچشمه می گیرند؛ یعنی دیدن، شنیدن، بوییدن و سخن گفتن ـ همه مربوط به نفس و روح است و اعضا و جوارح فقط وسیله ای برای درک این اُمورند.

سپس دبیر هم اندیشی بابل؛ جناب آقای دکتر حسین زاده ضمن نشکر و خیر مقدم از حضور ریاست محترم دانشگاه، هدف از این نشست را تبیین پیرامون شناخت درست ماهیت انسان و تربیت روحی و متعالی آن، عنوان کردند و در جهت گفتگوی معنای نفس در طی اعصار مختلف و علم امروز صحبت هایی ارائه نمودند.

دکتر سالکی در ابتدای این نشست گفت: شناخت انسان از خود و جهان پیرامون خود، مدت ها توجه او را به خود جلب نموده و او در رسیدن به این هدف، گام های مؤثری برداشته است.انسان تا زمانی که در اثر این جستجو به شناخت نهایی، یعنی شناخت خداوند متعال و خلقت نرسد، همواره به تلاش خود ادامه خواهد داد؛ زیرا هدف انسان پس از شناخت خود و محیط پیرامون خود، شناخت خدای متعال می باشد.

وی با بیان نظریات مختلف از متقدمین و متأخرین مسئله “روان و نفس” گفت: آدمی نسبت به حقیقت وجودی خود بی اعتنا نبوده وهمواره بدان می اندیشیده است . از مذاهب و مکاتب عرفانی هند گرفته تا فلسفه های یونان و روم باستان و عرفای مسیحی و اسلامی تا عصر حاضر همواره شناسایی انسان و توجه به معرفت خود مد نظر بوده است. “خودت را بشناس” سقراط در وهله ای نشان از این دارد که زندگی در طبیعت بدون تردید یک پیکار همه جانبه است . پیکار با همه چیزهایی که مانع پروازند و انسان را از پرداختن به خود باز می دارند . برای پرواز باید همه موانع را از میان برداشت ، خود را سبک بال و سبک بار کرد و در هوایی پاک ، حرکت رو به بالا را آغاز نمود . در این میان بزرگترین عامل صعود ، شناخت خود یعنی شناخت همه توانایی های خود است . تا زمانی که انسان قابلیت های خود را نداند و به داشته هایش وقوف نیابد ، نمی تواند گام از گام بر دارد زیرا هر قدمی می تواند آخرین گام بوده و او را به دره سقوط هدایت کند. به نظر غزالی، وقتی میگوییم نفس، مقصود ما آن قوه که طالب غذاست، یا آن قوهای که محرک شهوت و غضب است، یا آن قوهای که در قلب ساکن بوده و مولد حیات و رساننده حس و حرکت است، نیست. زیرا این امور از تظاهرات روح حیوانی است. بلکه مقصود ما از نفس، جوهر کاملی است که کاری جز تذکر و حفظ و تمیز و رؤیت ندارد. غزالی، مانند ابن سینا، میان جسم و نفس فرق مینهد و میگوید وقتی به انسان مینگریم، میبینیم که همه خواص نبات و حیوان را دارد ولی از آن جهت که میتواند چیزهایی را درک کند که خارج از حیطه حواس است، از حیوان و نبات ممیز می شود.

دکتر سالکی در ادامه افزود: نفس ازنظر ارسطو در کتاب “درباره نفس” ، “کمال اوّل برای جسم طبیعی آلی” است و منظور وی از کمال، همان صورت و منظورش از کمال اول چیزی است که نوع بدان تشخص پیدا می‌کند و شیء در حد ذاتش به‌وسیله آن کامل می‌شود. رابطه نفس و بدن یکی از مصادیق رابطه صورت و ماده می‌باشد که این رابطه، ترکیبی اتحادی است. اهمیت این امر در اینجاست که در این صورت با از بین رفتن بدن، نفس نیز باید از بین برود و درنتیجه تبیین حیات اُخروی در نظر ارسطو با چالش مواجه می‌شود. ازسوی‌دیگر، فلاسفه اسلامی اصل تعریف ارسطو را پذیرفته‌اند؛  امّا برای اینکه در تبیین حیات اخروی و اثبات آن دچار مشکل نشوند، در جزئیات دیدگاه وی درباره جایگاه نفس و بدن و ارتباط میان آن دو چندان با وی موافق نیستند. برای نمونه، ازنظر فارابی انسان مرکب از دو جوهر است: یکی از عالم خلق و دیگری از عالم امر. اولی بدن است و دومی روح. او با این تمایز، مسئله حیات اخروی را این‌گونه حل می‌کند که آن جوهر که از عالم امر است، در عالم امر می‌ماند و دیگری در همان عالم خلق مانده، به خاک می‌رود؛ اما ازنظر ابن‌سینا، کمالی که ارسطو در تعریف نفس بدان اشاره می‌کند، صورت نیست. افلاطون در برخی محاورات خود، مانند گرگیاس، جمهوری و فایدروس از باور به تناسخ نفوس سخن می‌گوید و اسطوره‌هایی را مطرح می‌کند که در آنها وضعیت آدمی قبل از تولد و پس از مرگ به تصویر کشیده شده است. این اسطوره‌ها گاهی مکمل استدلال‌های فلسفی درباره فناناپذیری نفس هستند.

عضو هیئت علمی دانشگاه در ادامه نشست با بیان اینکه روانشناسی‌ معاصر عمدتاً در قرن‌ حاضر تکوین‌ یافته‌ است‌ گفت: با توجه‌ به‌ فضای‌ غالب‌ بر اندیشه‌های‌ فلسفی‌ در قرن‌ نوزدهم‌ که‌ تحت‌ تأثیر افکار هگل‌، درونمایه‌ ایده آلیستی‌ داشت‌، در قرن‌ بیستم‌ شاهد مقابله‌ای‌ اساسی‌ با ایده‌آلیسم‌ بوده‌ایم‌. این‌ مقابله‌ با ظهور کارل گوستاو یانگ و در آمریکا با ظهور فلسفه‌ پراگماتیسم‌ و اعراض‌ صریح‌ کسانی‌ چون‌ “دیویی”‌ از اندیشه‌های‌ “هِگلی”‌ نمودار گردید؛ در آلمان‌ و شوروی‌ سابق‌، با ظهور مارکسیسم‌ و اعراض‌ تمام‌ عیار مارکس‌ از هگلیسم‌ جلوه‌ گر شد و در انگلستان‌، با معارضه‌ جویی‌ فیلسوفان‌ تحلیلی‌ همچون‌ “مور ” افکار هگلی‌ آشکار گردید. ظهور چنین‌ فضایی‌، متمایل‌ به‌ ماده‌انگاری‌ و طبیعت‌گرایی‌ بود، به منزله فراهم‌ آمدن‌ بستری‌ برای انکار نفس‌ بود. روان‌شناسان جدید تلقی‌ای غیرذات‌گرایانه از ذهن یا نفس دارند؛ یعنی آنها ذهن یا نفس را به جنبه‌های شناختی (مانند ادراک حسی، آگاهی، حالات التفاتی و غیره) محدود می‌کنند و جنبه‌های حیاتی را به هیچ وجه بخشی از کار یک روان‌شناس نمی‌دانند بلکه آنها را به زیست‌شناسی می‌سپارند و اساساً معتقد نیستند که هویتی ذاتی یا جوهری در پسِ رویدادهای شناختی (مثلاً یک رویدادِ ادراکی یا باور و غیره) وجود داشته باشد.

سالکی در پایان بحث خود، از رابطه عرفان و تصوف با نفس و روان گفت و تأکید کرد: در عرفان نظری عارف به تفسیر هستی می پردازد ؛ درباره خدا و جهان  و انسان بحث و تصور خود را از هریک از آن ها ارائه می دهد در واقع عرفان نظری پایه های علمی و نظری عرفان عملی را مورد بحث و بررسی خود قرار می دهد، به عبارتی وقتی عرفان نظری ابعاد وجود انسان و جهان را تحلیل کرد و به یقین، حقیقت رستگاری انسان را درک کرد ، عرفان عملی می گوید باید بر طبق چنین چیزی عمل کرد ؛ اگر واقع آن گونه است باید به همان نحو که عرفان نظری آدرس داده است حرکت کرد و پیش رفت و عمل خود را سامان داد امّا عرفان عملی عبارت از آن قسمت از عرفان است که به توضیح روابط و وظایف انسان با خود او و با جهان و با خدا می پردازد. عرفان عملی بیان می دارد که سالک برای  این که عملاً و حقیقتاً به قلّه توحید برسد؛ باید حرکت را از کجا آغاز کند و چه منازلی و مراحلی را به ترتیب طی کند و در منازل بین راه چه احوالی برای روح و نفس او رخ می دهد، در عرفان عملی سخن از آغاز، منازل، مراحل و مقصدی است که به ترتیب سالک باید طی کند تا به سر منزل نهائی برسد. وی “بایزید بسطامی” را در میان صوفیه مقام بلند بالایی دانست.

انتهای پیام/۳۶۴۷

  • عکس: روابط عمومی واحد بابل؛ ولی پور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *