سرخط خبرها
خانه / تفسیر قرآن / سوره عنکبوت/آیات ۳۶ تا ۳۸؛ انسانى که قدرت فرار از قهر خدا را ندارد، چگونه حقّ را تکذیب میکند؟

سوره عنکبوت/آیات ۳۶ تا ۳۸؛ انسانى که قدرت فرار از قهر خدا را ندارد، چگونه حقّ را تکذیب میکند؟

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران | حجت الاسلام قرائتی

سوره‌ی عنکبوت ۶۹ آیه دارد، و مشهور در میان مفسران این است که تمام این سوره در مکه نازل شده است؛ چرا که محتواى آن هماهنگ با محتواى سوره‏‌هاى مکى است که در آن سخن از مبدأ و معاد؛ قیام انبیاى بزرگ پیشین و مبارزه آنها با مشرکان و بت‏پرستان جبار و ستمگر و پیروزى آنها و نابودى این گروه ظالم است.
نام‌گذارى این سوره به «عنکبوت» از آیه ۴۱ آن گرفته شده است. در آن آیه بت پرستان را که تکیه بر غیر خدا مى‏‌کنند، تشبیه به عنکبوت مى‏کند که تکیه‏‌گاهش، تارهاى سست و بى‌‏‌بنیاد است.
این سوره مبارکه، قبل از هجرت پیامبر اسلام(ص) در اواخر زندگى مسلمانان در مکه معظمه نازل شد. و آن زمان براى مؤمنان از زمان‌‌‏هاى سخت و مشکل به شمار مى‌‌‏رفت؛ لذا این سوره مؤمنان و مسلمانان را به تثبیت ایمان وادار مى‌‌‏کرد … این سوره حاوى داستان‌‏هایى از پیامبران، جهاد و گرفتارى آنان، نابود شدن کافران، و نصرت و پیروزی مؤمنان است.

به طور کلی مطالب این سوره تقریباً به چهار قسمت تقسیم مى‌‏شود:
۱٫ این سوره در باره حقیقت ایمان، موضوع سنت امتحان و آزمایش الهی و وضع منافقان گفت‌وگو مى‏‌کند.
۲٫ بخشی از مطالب این سوره، حاوى داستان‌‌‏‌هاى نوح، ابراهیم، لوط و شعیب(ع) است. در این بخش همچنین به داستان قبیله عاد و ثمود هم اشاره مى‏‌‌کند. قرآن کریم در این آیات از طریق بیان گوشه‌‌‌‏هایى از سرنوشت پیامبران بزرگ، در حقیقت به دلدارى پیامبر اسلام(ص) و مؤمنان می‌‌پردازد. و با بیان این داستان‌‌ها به ما می‌‌آموزد که آنان چگونه با مفسدان و تبهکاران امت‌‌هاى خویش به مبارزه و جهاد برخاستند، و خدا تبهکاران را هلاک کرد و بندگان مخلصش به پیروزى رسیدند. این همه ما را به یاد او که پروردگارمان است مى‏‌اندازد تا این‌که او را پیشوا و رهنماى خود قرار دهیم، و این‌را بدانیم که سنت‌‌هاى مبارزه در میان اولیای الهی جریان داشته است.
خداوند از طریق داستان ابراهیم و گفت‌وگوى جریان یافته میان او و قوم مشرکش، بطلان بت‌ها را به یاد ما مى‌‏آورد، و این‌که آنها نماینده پیوندهاى اجتماعى باطلى بوده‌اند که نادرستى و بطلانشان در آخرت آشکار مى‌‏شود.
۳٫ در بخش سوم؛ داستان‌‌هاى عده‌‏اى از فرستادگان بزرگوار خدا به اختصار بیان شده، و خلاصه گفتار در سرنوشت تکذیب کنندگان ایشان آمده است. از سنت‌‌هاى الهى جریان یافته در آنان یاد مى‌‌‏شود – سنت انذار، سنت رفض و طرد، و سنت عذاب هلاک کننده- تا شاید ما به واسطه آن داستان‌‌ها، به حقایق بزرگ معرفت پیدا کنیم، بویژه از آنچه به جهاد در راه خدا ارتباط پیدا مى‌‌‏کند با خبر شویم. در حقیقت در این قسمت؛ از توحید و نشانه‌‏‌هاى خدا در عالم آفرینش، و مبارزه با شرک، سخن مى‏‌‌گوید، و وجدان و فطرت انسان‌‌ها را در این‌‌جا به داورى مى‌‏‌طلبد.
۴٫ قسمت دیگرى از این سوره؛ مباحث متنوعى پیرامون ضعف و ناتوانى معبودهاى ساختگى، و عابدان آنها است. همچنین عظمت قرآن و دلایل حقانیت پیامبر اسلام(ص) و لجاجت مخالفان، نیز به یک سلسله مسائل تربیتى؛ مانند نماز، نیکى به پدر و مادر، اعمال صالح، و شیوه بحث و برخورد منطقى با مخالفان می‌پردازد.(۴۴)

تفسیر برگزیده زیر مربوط به سوره عنکبوت و تفسیر “نور” تألیف حجت الاسلام قرائتی می باشد.

«۳۶» وَ إِلَى‏ مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْباً فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ ارْجُواْ الْیَوْمَ الْأَخِرَ وَلَا تَعْثَوْاْ فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ

و به سوى (مردم) مَدین، برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)؛ پس گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید، و به روز قیامت امیدوار باشید، و در زمین (فتنه‏انگیزى و) فساد نکنید.

نکته ‏ها:
«مَدیَن» شهرى است در جنوب غربى اردن و اکنون به «معان» معروف است.
کلمه‏ى «تعثوا» از «عثى» به معناى ایجاد فساد است.
حضرت شعیب، مسئول راهنمایى دو قبیله بود:
الف: اصحاب مَدین که با صیحه‏ى آسمانى هلاک شدند.
ب: اصحاب اَیکه، که به عذاب «یوم الظلّه»، سایبانى از ابر صاعقه‏ خیز گرفتار شدند.(۴۵)
پیام ‏ها:
۱- در دعوت مردم به سوى خداوند، عواطف را فراموش نکنیم. «اخاهم… یا قومِ اعبدوا اللَّه» (تعبیر «اى قوم من!» نوعى عاطفه محبّت است)
۲- توحید و معاد، سرلوحه‏ ى دعوت انبیاست. «اعبدوا اللَّه و ارجوا الیوم الآخر»
۳- بندگى خدا و ایمان به مبدأ و معاد، زمینه‏ ى دورى از فساد است. «اعبدوا اللَّه و ارجوا الیوم الاخر و لا تعثوا»
مُفسد کیست؟
در ماجراى خلقت و خلافت انسان، فرشتگان از آفرینش انسان اظهار نگرانى کرده و به خداوند گفتند: «اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء»(۴۶) آیا کسى را در زمین قرار میدهى که اهل فساد و خونریزى است؟ خداوند در پاسخ آنها فرمود: من چیزى را مى‏ دانم که شما نمى‏ دانید.
قتل و خونریزى و ایجاد ناامنى از نمونه‏ هاى بارز فساد و اِفساد است، امّا قرآن موارد دیگرى را نیز فساد شمرده که یکى از آنها فساد مالى و اقتصادى است.
حضرت شعیب در میان قومى زندگى مى‏ کرد که کم فروشى در میان آنها رواج داشت، لذا آن حضرت در کنار دعوت مردم به یکتا پرستى، آنها را از این کار زشت باز مى ‏داشت. چنانکه در آیه ۸۵ سوره‏ ى اعراف مى‏خوانیم: «فَاَوفوا الکیل و المیزان و لا تبخسوا النّاس اشیائهم و لا تفسدوا فى الارض» اى مردم! حقّ پیمانه و ترازو را کامل ادا کنید و از اموال مردم چیزى نکاهید و در زمین فساد نکنید.
آرى، ضایع کردن حقّ مردم، کم‏ کارى و کم ‏فروشى، یک نوع فساد مالى و اقتصادى است که عواقب بسیارى را براى فرد و جامعه بدنبال دارد و از جمله آنها لقمه حرام است. لقمه حرام انسان را فاجر و بدکار مى‏سازد و اگر این حرام‏خوارى جبران نشود، انسان دست به کفر و انکار مى ‏زند.
قرآن در ابتداى سوره مطففین مى‏ فرماید: واى بر کم ‏فروشان! سپس در آیه هفتم، از آنان به عنوان «فجّار» و در آیه دهم، به عنوان «مکذّبین» یاد مى ‏کند. از این سه آیه معلوم مى‏شود که انسان به تدریج سقوط مى‏کند؛ گام اول کم ‏فروشى و حرام‏خوارى است. گام دوم فاسد و فاجر و تبهکار شدن، و عاقبت در برابر حقّ ایستادن است.
شاهد این حرف ماجراى کربلا است که لشکر کوفه و شام، امام حسین‏ علیه السلام را مى ‏شناختند ولى کمر به قتل او بستند و امام حسین ‏علیه السلام فرمود: دلیل این جنایت بزرگ آن است که شکم‏ هاى شما از حرام پر شده است.(۴۷)
در حدیث مى‏خوانیم: مال حرام رشد نمى ‏کند و اگر رشد کند، برکت ندارد.(۴۸)
در حدیث دیگرى مى‏ خوانیم، مال حرام، حتى در نسل انسان اثر مى‏گذارد.(۴۹)
شرط صحّت نماز آن است که مکان و لباس و آبى که با آن وضو مى‏گیریم یا غسل مى‏کنیم، غصبى نباشد.
حتّى اگر در کودکى مال کسى را تصرف کرده ‏ایم، باید به نحوى صاحب آن را راضى کنیم و اگر از دنیا رفته، وارثان او را راضى کنیم.
اگر طلبکار در حین نماز، اصرار بر مطالبه خود داشت، باید نماز را بشکنیم و بدهى خود را بدهیم و دوباره نماز را از اول شروع کنیم.
اگر کسى از اول تصمیم داشته باشد، مهریه همسر خود را نپردازد، هر گاه با او هم بستر مى‏شود، به گفته روایات گویا زنا کرده است.

 «۳۷» فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذْتْهُمُ الرَّجْفَهُ فَأَصْبَحُواْ فِى دَارِهِمْ جَاثِمِینَ
 پس شعیب را تکذیب کردند و (به این سبب) زلزله آنان را فرا گرفت، و بامدادان در خانه‏هاى خود به رو در افتاده (و مرده) بودند.

 نکته‏ ها:
کلمه ‏ى «رَجفه» به معناى لرزش زمین است. «اراجیف» اخبار و سخنانى است که سبب تزلزل عقیده و روحیّه‏ ى مردم مى ‏شود و «مُرجفون» به کسانى گویند که چنین مطالبى را بگویند یا بنویسند.
«جاثمین» به معناى نشستن روى زانو و یا افتادن روى زمین است؛ گویا عذاب شدگان، با زلزله از خواب بیدار شدند و به حالت نیم ‏خیز بودند که عذاب به آنان مهلت نداد و نقش زمین شدند.
پیام‏ ها:
۱- تکذیب انبیا، زمینه‏ ى نزول قهر الهى است. «فکذّبوه فاخذتهم»
۲- انسانى که قدرت فرار از قهر خدا را ندارد، چگونه حقّ را تکذیب مى‏کند؟ «فکذّبوه… فاصبحوا… جاثمین»
۳- خانه که محلّ آسایش و سکون انسان است، با قهر الهى ممکن است محلّ نابودى و عذاب شود. «فى دارهم جاثمین»

 «۳۸» وَعَاداً وَثَمُودَاْ وَقَد تَّبَیَّنَ لَکُم مِّن مَّسَاکِنِهِمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ کَانُواْ مُسْتَبْصِرِینَ
و (قوم) عاد و ثمود را نیز (هلاک کردیم)؛ و بى‏شک (بعضى) از مساکن (مخروبه‏ى) آنان براى شما آشکار است؛ و شیطان اعمالشان را براى آنان زینت داد، پس آنان را از راه (خدا) باز داشت، در حالى که (براى شناخت حقّ و باطل) بصیرت داشتند.

 پیام‏ ها:
۱- حفظ برخى آثار تاریخى، براى عبرت مردم لازم است. «تبیّن لکم من مساکنهم»
۲- کارهاى زشت خود را خوب دیدن، دام شیطان است. «زیّن لهم الشیطان اعمالهم» (غرور و خود بزرگ بینى و افتخار به ثروت و قدرت، جلوه‏ هایى از تزیین شیطانى است.)
۳- تبلیغات و توجیهات مسموم فرهنگى براى تزیین گناهان، یکى از عوامل انحراف از حقّ است. «زیّن لهم الشیطان… فصدّهم»
۴- انسان فطرتاً زینت و زیبایى را دوست دارد و شیطان از این گرایش درونى، سوء استفاده مى‏کند. «زیّن لهم الشیطان… فصدّهم»
۵ – انسان‏هاى بصیر و آگاه نیز در معرض اغفال شیطانند. «زیّن لهم الشیطان… و کانوا مستبصرین»
۶- خداوند هیچ قومى را بدون دلیل و بیّنه و بصیرت و آگاهى دادن، عذاب نمى‏کند. «عاداً و ثمود… و کانوا مستبصرین»
۷- مردم از طریق فطرت، عقل و ارشاد انبیا آگاه مى‏شوند، «کانوا مستبصرین» ولى شیطان هم بیکار نیست. «زیّن لهم الشیطان… فصدّهم»

پی نوشت:

۴۴٫مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۶، ص ۱۹۸- ۱۹۹، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش؛ مدرسی، سید محمدتقی، مترجمان، تفسیر هدایت، ج ‏۹، ص ۳۷۶- ۳۸۱، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، ۱۳۷۷ش؛ نجفی خمینی، محمد جواد، تفسیر آسان، ج ‏۱۵، ص ۲۲۷، اسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.

 ۴۵) تفسیر اطیب‏البیان.
۴۶) بقره، ۳۰٫
۴۷) فقد مُلئت بطونکم من الحرام». بحار، ج‏۴۵، ص‏۷٫
۴۸) انّ الحرام لا ینمى و ان نمى لم یبارک». وسائل، ج‏۱۷، ص‏۸۲٫
۴۹) کسب الحرام یبین فى الذّریه». کافى، ج‏۵، ص‏۱۲۴٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *