سرخط خبرها
خانه / امام خمینی (ره) / دیدگاه های انسان شناختی قرآنی امام خمینی(ره)

دیدگاه های انسان شناختی قرآنی امام خمینی(ره)

داوود شیبانی دلویی/ دانشنامه موضوعی قرآن

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندرانimam

بررسى کلى تاریخ بشر نشان مى دهد که همواره پرسش هاى اصلى انسان سه محور اساسى را شامل مى شده است: خدا, انسان و جهان. اگر چه به نظر مى رسد اولین پرسش ها در بابِ انسان مطرح شده باشند, چرا که او ابتدا به حکم قوه عقل به بدیهى ترین امور یعنى حضور خویش پى مى برد.
پژوهش حاضر در پى یافتن یکى از پاسخ هایى است که به آن پرسش ها داده شده است. اندیشه هاى امام خمینى درباره انسان موضوع اصلى این مقاله را تشکیل مى دهد, هر چند ناگزیر هستیم به هنگام طرحِ رابطه وجودیِ انسان با خدا از خداشناسیِ ایشان و به ضرورتِ وجودِ بحث جایگاه وجودیِ انسان در عالم هستى از دیدگاه هاى جهان شناسى معظم له سخن بگوییم. منظور از انسان شناسى رشته اى پژوهشى است که چارچوبى کلى از وجود انسان, ارکان و اجزاء هستى او, قوا و استعدادهایش, جایگاه او در سلسله مراتبِ موجودات, ارتباطش با خداوند و جهان و… به دست مى دهد.
پژوهش براى یافتن پـاسخ موضوعات یـادشده از راه هـاى گوناگونى ممکن است:
۱٫ روش تجربى ۲٫ روش شهودى ۳٫ روش تعقلى ۴٫ روش نقلى.
هریک از این شیوه ها باعث پدید آمدن انسان شناسى هایِ متفاوتى شده اند. انسان شناسى هاى تجربى, عرفانى, فلسفى و دینى گستره این دانش را نمایان مى سازند. انسان شناسیِ امام خمینى نقطه برخورد روش عرفانى, فلسفى و دینى است, در این میان زیربناى همه محصولات فکرى ایشان قرآن مى باشد. از این رو باید گفت انسان شناسى ایشان برپایه قرآن, برگرفته از شهود و مؤیّد به عقل است.
ییادکردنى است که در سراسر این مقاله تنها به دیدگاه هایى پرداخته شده که قرآنى مى باشند. بنابراین بسیارى از نکات ظریف و دقیق و ابعاد دیگر انسان شناسى امام که بیشتر به انسان شناسى عرفانى ایشان مربوط مى شود جایى را براى طرح در نوشته حاضر نیافته اند, اما باید گفت آنچه اینجا مطرح شده است مى تواند خطوط اصلى نظرگاه هاى امام را در باب انسان پیش رو نهد.

ضرورت طرح مباحث انسان شناسى

رهایى از سرگشتگى و سرگردانى که ویژگى مهم انسان جدید است از راه شناساندن تصویرى درست و کامل از وجود او میسر مى گردد; بهره مندى از جهان طبیعت در صورتى که انسان بداند براى چه آفریده شده است و چه چیزهایى و چگونه براى سعادت او مفیدند, به نحو کامل صورت مى پذیرد. نظام هاى سیاسى و اجتماعى ارزش و قداست مى یابند تا بتوانند نیازهاى اساسى و الهى انسان را برآورده سازند و در صورت نداشتن یک انسان شناسى معتبر, ارکان جامعه فرو خواهد ریخت.
همه معارف بشرى آنجا که مربوط به انسان هستند اعتبارِ خود را از طرز نگرش انسان به خودش دریافت مى کنند, پذیرش طبیعت و سرشتِ مشترک برایِ انسان باعث مى شود که اولاً او معرفت درباره خود را به سطح دیگر دانش ها درباره طبیعت, حیوانات و اشیاء پایین نیاورد, و ثانیاً همواره در پى شناخت قوانین حاکم بر آن سرشت واحد برآید. افزون بر اینکه وفاق, اتحاد و همبستگیِ نوع انسان در گرو یافتن همین مشترکات فطرى است.
انسان شناسى همچنین آن گاه که درباره سیر و حرکت به سوى کمال بحث مى کند و زندگى جهان پس ازمرگ را با حیات دنیوى در ارتباطى تنگاتنگ قرار مى دهد, باعث مى شود انسان براى خویش ارزشى بسیار بالاتر و والاتر از ماندن در عالم ماده و غرق شدن در آن ببیند, و از همه مهم تر اینکه شناخت خداوند از گذرگاه شناختِ انسان مى گذرد. اگر بر همه اینها این نکته را اضافه کنیم که انسانِ امروز در قیاس با انسانِ قبل از دوره رنسانس, همواره از شناخت خویش ـ به دلیل سربرآوردن انبوهى از دانش ها درباره انسان که حاوى نظرات ضد و نقیضى با یکدیگرند ـ محجوب شده است, مى توان نتیجه گرفت که پرداختن به انسان شناسى دینى و مبتنى بر قرآن اساسى ترین وظیفه هر انسانِ مسلمان, آگاه و هوشمند است. و دقیقاً به همین دلایل بوده است که امام خمینى بیشتر همّ خود را صرف این مهم کرد.
اینک در ضمن ده فصل به بررسى دیدگاه هاى انسان شناختیِ قرآنى ایشان مى نشینیم, فصل هاى یادشده عبارتند از:
۱٫ سیماى انسان در قصه آدم ۲٫ حقیقت فطرت ۳٫ فرآیند تحقق انسانیت و حیوانیت ۴٫ انسان, امانتدار خداوند ۵٫ جایگاه انسان در نظام آفرینش ۶٫ نفس انسان ۷٫ سعادت و شقاوت انسان ۸٫ شاکله انسان ۹٫ فراموشى خدا, فراموشى خویشتن انسانى ۱۰٫ ارتباط انسان و جهان.

* سیماى انسان در قصه آدم(ع)

داستان آدم(ع) سرشار از رمز و رازهایى است که گشودن آن رازها در پى ریزى انسان شناسى مبتنى بر قرآن سهم بسزایى دارد و با بررسى دقیق آن مى توان به پرسش هاى مهم انسان درباره خویش پاسخ مناسب داد. امام خمینى با عنایت به این مسأله در پى تأویل و تفسیر آیات مربوط به آدم(ع) با روش عرفانى برآمدند که اینک به مهم ترین دیدگاه هاى ایشان اشاره مى کنیم.

تقدیر ازلى اخراج از بهشت قرب

خداوند در ازل اراده کرد تا ابواب برکت خود را بر نشأه دنیا و عالم طبیعت بگشاید, و این امر تحقق نمى یافت مگر از طریق خروج آدم(ع) از بهشت قرب و ورود به عالم طبیعت.
(اراده ازلیه تعلق گرفت که بساط رحمت و نعمت را در این نشأه بسط دهد و فتح ابواب خیرات و برکات نماید… و این در سنت الله حاصل نمى شد, مگر با توجه آدم به طبیعت و خروج آن از محو به صحو و خارج شدن از بهشت لقا و جذبه الهیه که اصل همه خطیئات است.)۱
اما خروج از بهشت نیاز به مقدماتى داشت; این مقدمات عبارت بودند از قواى درونى انسان, و شیطان به عنوان نیرویى بیرونى, تا بر او مسلط شوند و توجه آدم را به عالم طبیعت برانگیزانند.
(پس بر او مسلط فرمود قواى داخلیه و شیطان خارجى را که او را دعوت به این شجره کنند.)۲
آدم(ع) پیش از اینکه از بهشت خارج گردد به واسطه همان دعوت به طبیعت, حقیقتاً از بهشت, اما در بهشت تبعید شده بود, یعنى پیش از آن که خطیئه اى از او سرزند, تمامى مقدمات ورودش به عالم طبیعت فراهم آمده بود, و در حقیقت هیچ راه دیگرى براى او غیر از توجه به شجره ممنوعه وجود نداشت.
(او را قبل التنزل تبعید کردند, و به توجه به طبیعت دعوت نمودند, تا آن که وارد حجب ظلمانیه گردد.)۳
از نظر امام خمینى خطیئه آدم(ع) داراى دو مرتبه بود:
(اول مرتبه آن, توجه به کثرات اسمائیه, و آخر مظهر آن, اکل از شجره منهیّه است.)۴
از این رو او بر اثر کمترین توجه و عنایت دچار گناهى شد که به اخراجش از بهشت انجامید. در واقع تنزل از مقام قرب در دو مرحله صورت گرفت; مرحله اول, توجه به کثرات بود و مرحله دوم که همان ظهور و تحقق خارجى هبوط مى باشد, پس از خوردن از شجره به وقوع پیوست.
هبوط به زمین و تنزل از مقام قرب از این منظر نه تنها باعث گردید تا انسان در قوس صعود بیفتد و به کمال نائل آید, بلکه سبب ایجاد فیض و رحمت در عالم هستى هم گردید.
(واگر به آن جذبه الهیه حضرت آدم مى ماند و وارد در ملک نمى شد, این همه بساط رحمت در دنیا و آخرت بسط پیدا نمى کرد.)۵
و در جایى دیگر مى نویسد:
(آدم(ع) اگر در تحت جذبه غیبیه مانده بود و در آن حال فنا و بى خبرى که بهشت دنیا به آن معبر است باقى مى ماند, از تعمیر عالم و کسب کمالات ملکیه آثارى نبود. پس به واسطه تسلط شیطان بر او, توجه به کثرات حاصل شد و از درخت گندم که صورت دنیا در عالم جنت است تناول نمود, پس از آن توجه, باب کثرت مفتوح و راه کمال و استکمال بلکه کمال (جلا) و (استجلا) باز شد.)۶
حتى اگر در بهشت مى ماند و به طبیعت توجه نمى کرد از تمامى استعدادهاى انسانى خود دور مى ماند و زمینه اى براى به فعلیت رسیدن آدمیت او به وجود نمى آمد. بنابراین ایشان بر این باور است که:
(اگر به آن جذبه باقى مى ماند از آدمیت ساقط مى شد.)۷
ازاین فقره چنین بر مى آید که اساساً آدم(ع) از همان ابتدا براى زندگى در زمین آفریده شده بود و تمامیت یافتن او با هبوط در زمین ممکن مى گشت. خوردن از شجره ممنوعه بر اساس این دیدگاه, نه تنها خطا به شمار نمى آید, بلکه چون کارى است در جهت تحقق آن برنامه اصلى و از پیش تعیین شده, بایسته است و اولین اقدام آگاهانه اوست براى متکامل ساختنِ انسانیت اش و انجام این کار در نظام اتمّ و احسن هستى کارى لازم و حتمى بوده است.
(با آن که در مذهب محبت و عشق, این خطیئه و خطا بود, در طریقه عقل و سنت نظام اتمّ, لازم و حتم بود.)۸
ییکى از اهداف دعوت آدم به طبیعت, ورودِ او در حجاب هاى ظلمانى بود براى از بین بردن آن حجاب ها, بنابر این یکى از مأموریت هاى او پاره کردن حجاب ها است و این کار جز با وارد شدن در آنها ممکن نمى گردد.
(و به توجه به طبیعت دعوت نمودند تا آن که وارد حجب ظلمانیه گردد, زیرا که تا وارد در حجاب نشود, خرق آن نتواند کرد.)۹

حقیقت شجره ممنوعه

از نظر امام خمینى چون آدم(ع) با توجه به عالم طبیعت از عالم ملکوت خارج گردید همین توجه و عنایتش به طبیعت باعث گردید تا (دنیا) در عالم مثال یا بهشت دنیا به صورت (شجره) نمودار گردد. پس از این آدم به سویِ درخت حرکت کرد و خود را بدان آلوده نمود, ابتلاى به خطیئه هم عبارت بود از این نزدیک شدن به صورت بهشتى دنیا. بنابر این شجره ممنوعه همان (دنیا) است.
(وچون آدم(ع) از ظهور ملکوتى ایجادى, به توجه به ملک خود خارج شد, محدث به حدث اکبر و مجنب به جنابت عظمى گردید. و چون این توجه در حضرت مثال یا بهشت دنیا متمثل شد, دنیا به صورت شجره درآمد, و آدم به توجه و مشى به سوى آن و برداشتن به دست و برسرنهادن و اعظام نمودن آن مبتلاى به خطیئه شد.)۱۰
شجره ممنوعه از دیدگاه ایشان باطنى دارد که باطن آن عبارت است از همان توجه به کثرات اسمائیه.۱۱
امام در ادامه احتمال دیگرى براى (شجره ممنوعه) بیان مى فرماید:
(وشاید خطیئه حضرت آدم ابوالبشر, همین توجه قهرى به تدبیر ملک و احتیاج قهرى به گندم و سایر امور طبیعیه بوده, و این از براى اولیاء خدا و مجذوبین خطیئه است.) ۱۲
امام بر این باور بود که حبّ دنیا که اینک در انسان ها وجود دارد ناشى از میل اولیه آدم(ع) به خوردن از شجره ممنوعه مى باشد. حتى تمامى گناهان ظاهرى قلبى و روحى را نیز ناشى از همان خطیئه آدم(ع) و راه سلوک انسانیت را خروج از آن ناپاکى اولیه مى دانست.
(صورت ملکوتى آن درختى است که در آن انواع اثمار و فواکه است و صورت ملکى آن, طبیعت و شؤون آن است, و حبّ دنیا و نفس که اکنون در این ذرّیه است از شؤون همان میل به شجره و اکل آن است. همین طور از براى تطهیر و تنزیه و طهارت و صلات و صیام آنها, که براى خروج از خطیئه پدر که اصل است, مراتب بسیارى است.)۱۳

انسان, در بندِ گناهِ ارثى

خطاى آدم در توجه به طبیعت بر فرزندان او نیز تأثیر نهاد و در حقیقت انسان ها همگى وارث آن گناه اولیه شدند که باید خطاى پدر خویش را جبران نمایند. از نظر ایشان توجه آدم به کثرت که همان شجره طبیعت است چون پس از جاذبه فناى ذاتى بوده و از کسى که صفى الله و مخصوص به قرب و فناى ذاتى است سرزده است, بنابر این خداوند این عصیان را به همه پیامبران اعلان کرد که: (و عصى آدم ربّه فغوى) (طه/۱۲۱); پس آدم پروردگارش را نافرمانى کرد و گمراه شد.
امام با استناد به حدیثى از پیامبر(ص) ۱۴ تأثیر گناه آدم(ع) بر اعضا و جوارح انسان ها و ضرورت پاک کردن آن را با وضو و غسل بیان مى کند:
(چون شیطان وسوسه کرد آدم را و نزدیک آن درخت رفت و نظر به سوى آن کرد, آبرویش ریخت, پس برخاست و به سوى آن درخت روان شد, و آن اول قدمى بود که براى گناه برداشته شد. پس از آن با دست خویش آنچه در آن درخت بود چید و خورد پس زینت و زیور از جسمش پرواز نمود. و آدم دست خود را بالاى سرش گذاشت و گریه نمود. پس چون خداوند توبه او را قبول فرمود واجب نمود بر او و ذریه اش پاکیزه نمودن این چهار عضو را.)۱۵
چنین به نظر مى رسد که دیدگاه ایشان در این باره تشابهى تامّ با نظرگاه مسیحیت دارد که انسان ها را در بندِ گناهى مى داند که پدرشان آدم مرتکب گردیده است و ناپاکى ناشى از آن گناه به نسل هاى بعدى هم منتقل گردیده است; اما چنان که پیش از این دیدیم از نظر امام خمینى این گناه, بهانه یا وسیله اى است تا خداوند رحمت و برکت خود را بر جهان بپراکند. از این روى این گناه, آلودگى ذاتى براى نسل هاى بعدى به همراه نداشته و باید به معناى نمادین آن توجه کرد, چنان که امام مى فرماید:
(این خطیئه و خطا… مبدأ همه خیرات و کمالات و بسط بساط رحمت رحمانیه و رحیمیه گردید.)۱۶

تعلیم اسماء به آدم(ع)

مسأله تعلیم اسماء یکى دیگر از مبانى انسان شناسى قرآنى امام را تشکیل مى دهد. بر اساس نظر ایشان, تعلیم عبارت است از به ودیعه نهادن صور اسماء و صفات الهى به نحو اجمال در آدم(ع). پس این گونه نبوده است که خداوند او را به صورت مجرد ازعلم خلق کند و سپس اسماء و صفات را به او بیاموزد, به این دلیل که انسان, خود مظهر اسم الله الاعظم است که اسم اعظم او جامع همه مراتب, اسماء و صفات مى باشد.۱۷
مرتبه عالیه تعلیم اسماء همین تحقق به مقام اسماء الله است که در آدم(ع) تحقق تامّ دارد و هر انسانى نیز با مجاهدت و ریاضت قلبى مى تواند مظهر اسماء الهى گردد.۱۸
امام خمینى به مناسبت بحث درباره آیه (فتلقّى آدم من ربّه کلمات فتاب علیه) (بقره/ ۳۷) مى فرماید:
(خداوند (و القى الیه کلمات) نفرموده, بلکه از تلقى استفاده کرده است. تلقّى به این معنى اشاره دارد که آدم(ع) با سیر و سلوک و مجاهدت خویش (کلمات) را دریافت کرد.)۱۹
از نظر ایشان اگر (القى الیه) هم مى بود باز بى سیر کمالى, قبول (کلمات) امکان نداشت. دلیل برترى انسان بر فرشتگان و ملکوتیان نیز علم و دانش اسماء است, چرا که اگر چیزى جز علم, باعث برترى بود باید ذکر مى شد.

مهم ترین درس هاى انسان شناسى از قصه آدم(ع)

تفسیر و تأویل هایى که از آیات مربوط به آفرینش آدم(ع) توسط امام خمینى ارائه گردیده است و ما در اینجا به بخشى از آن اشاره کردیم, دربردارنده نکات بسیار مهمى در باب انسان شناسى قرآن مى باشد. این نکته ها مى توانند بنیان هاى اساسى فلسفه تعلیم و تربیت, اخلاق, روان شناسى و دین شناسى اصیل را برپایه قرآن بسازند:
۱٫ سرنوشت محتوم انسان براى زندگى در زمین با اراده الهى رقم خورده و گناه آدم(ع) تنها بهانه یا وسیله اى بوده است براى اجرایِ یک طرح کلى و از پیش تعیین شده, چنان که امام خمینى درباره آن خطیئه مى گوید: در طریقه عقل و سنت نظام اتمّ ,لازم و حتم بوده است.۲۰
۲٫ با توجه به آنچه گفته شد, خطیئه بودنِ گناه آدم(ع) فقط از منظرِ مذهبِ محبت و عشق محرز بود ـ و آیاتى که آن را عصیان معرفى کرده نیز اشاره به همین مذهب دارد ـ اما از نظر عقل و در رابطه با کل عالم هستى هیچ گونه خطا و عصیانى رخ نداده است.
۳٫توجه به درخت ممنوعه مبدأ همه کمالات, خیرات و برکات براى نوع انسان بوده است.
۴٫ راهِ کمال و استکمال تمام موجودات و بابِ کمالِ (جلا) و (استجلا) به واسطه همین خطیئه باز شد.
۵٫ این گناه ـ آن گونه که در مسیحیت باعث شده است انسان ناپاک و گناه آلود تصور شود ـ نه تنها پلیدى به وجود نیاورد, بلکه مقدمه و بهانه اى بوده است تا خداوند بساط رحمت خویش را گسترش دهد, عالم تعمیر شود, کمالات مُلکیه کسب گردد, ارتزاق روحانى صورت پذیرد و ترقیات باطنیه به وجود آید.۲۱
۶٫ هدف از هبوط آدم(ع) به زمین و ورود به حجاب هاى ظلمانیِ عالم طبیعت پاره کردن این حجاب ها است.
۷٫ توجه به تدبیر امور دنیا و نیاز به گندم و سایر امورطبیعت, امرى قهرى به شمار مى آید و انسان با این توجه و التذاذ, داراى پلیدیِ ذاتى نمى شود.
۸٫ نسل هاى پس از آدم(ع) وظیفه دارند گناه پدر خویش را جبران نمایند و ناپاکى ناشى از این گناه را با وضو و غسل بزدایند. گویا نظر امام در این خصوص با دیدگاه دیگر ایشان که پیش از این به آن اشاره شد متفاوت است. ایشان در کتاب آداب نماز هنگام بحث درباره وضو و اجزاى آن, با استفاده از حدیثى که پیش از این نقل شد, این طهارت را عملى نمادین براى پاکى از گناه اولیه آدم(ع) مى شناساند.۲۲ اما در جایى دیگر, گناه او را منشأ همه کمالات آدم و مایه بسط رحمت خداوند مى داند۲۳٫ هر چند مى توان همان گونه که خود امام نیز اشاره دارد, گناه بودنِ خطیئه آدم(ع) را از منظر مذهبِ عشق دانست و گفت از دیدگاه مذهبِ عقل, خطایى رخ نداده است. در این صورت تنافى و تناقضى در سخنان ایشان نخواهد بود.

پی نوشت ها:

۱ . امام خمینى, روح الله, سرّ الصلوه, مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى, بهار ۱۳۶۹, ۴۷ ـ ۴۶٫
۲٫ همان, ۴۷٫
۳٫ همان, ۴۷٫
۴٫ همو, آداب نماز, مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى, بهار ۱۳۷۰, ۷۲٫
۵٫ همو, شرح چهل حدیث, مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى, ۱۳۷۸, ۱۲۳٫
۶٫ همو, شرح حدیث جنودِ عقل و جهل مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى, ۱۳۷۷, ۴۳ ـ ۴۲٫
۷٫ همو, سرّ الصلوه, ۴۶٫
۸ . همان, ۴۳٫
۹ . همان, ۴۶٫
۱۰ . همان, ۴۷٫
۱۱ . همو, آداب نماز, ۳۵۴٫
۱۲ . همو, چهل حدیث, ۱۲۳٫
۱۳ . همو, آداب نماز, ۷۲٫
۱۴٫ شیخ صدوق, ابن بابویه, علل الشرایع, ۱/۲۸۰, باب ۱۹۱, حدیث ۱٫
۱۵ . امام خمینى, روح الله, آداب نماز, ۷۱٫
۱۶٫ همو, شرح حدیث جنود عقل و جهل, ۴۳ ـ ۴۲٫
۱۷ . همو, مصباح الهدایه, ۷۱٫
۱۸ . همو, آداب نماز, ۲۰۷٫
۱۹ . همو, صحیفه نور, ۹/ ۳۴۸٫
۲۰ . همو, شرح حدیث جنود عقل و جهل, ۴۳٫
۲۱ . همان, ۴۲٫
۲۲٫ رجوع کنید به: آداب نماز, ۷۲ ـ ۷۰٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *