سرخط خبرها
خانه / هم اندیشی / نشست هم اندیشی مقایسه تطبیقی میان ادیان و مذاهب در واحد بابل

نشست هم اندیشی مقایسه تطبیقی میان ادیان و مذاهب در واحد بابل

به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل و همکاری دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران نشست هم اندیشی اساتید با موضوع مقایسه تطبیقی میان ادیان و مذاهب در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل و در تاریخ ۲۵ مهرماه ۹۳ برگزار شد.

این نشست با سخنرانی دکتر رضا اسدپور به کار خود ادامه داد و ایشان به موارد مهمی در مورد طبقات مذاهب موجود در جهان و مقایسه تطبیقی آن و بخصوص در ارتباط با جهان اسلام اشاره داشتند.

وی در آغاز با بیان اینکه باید دین پژوهی تطبیقی بصورت گسترده و مهم صورت بگیرد گفت: دین پژوهی تطبیقی، یا آنگونه که مکس مولر(Max Muller) بنیانگذار این رشته در دانشگاه آکسفورد به آن اشاره می‎کند، علم‎ ادیان، عنوان رشته‎ای است که هدف از شکل‎گیری آن همسنجی یا تطبیق میان ادیان بوده است. آنچه مولر و دانشمندان دین‎پژوه بعد از او از این رشته در نظر داشتند، علمی عینی بود که فارغ از ذات ارزش‌گذارانه پژوهش‌های الهیاتی و فلسفی در باب دین باشد اما چنین به نظر می آید که پس از گذشت سال‎های متمادی از شکل‎گیری این رشته هنوز جایگاه، ارزش، محدوده و قلمرو، قواعد و پیشفرض‎ها، انتظارات و نتایج پرداختن به مباحث آن آنگونه که باید و شاید شناخته نشده و کماکان به تفاوت‎های آن از رشته‎های مشابه مثل فلسفه دین، کلام، تاریخ ادیان توجه نشده است . بر پژوهشگران، مترجمان و علاقمندان این حوزه فرض است تا ضمن تعمق بیشتر در باب مباحث مذکور در جهت پیشبرد و ترقی این رشته، بکوشند با اتخاذ دیدگاهی بیطرفانه، فارغ از جانبداری و حب و بغض ، و به شکلی علمی، منطقی و روشمند در پی آواز حقیقت بدوند.
بی شک اذهان حقیقت طلب تلاش می‎کنند تا ضمن فهم شباهت‎های خانوادگی میان ادیان، و تاثیر و تاثر آن‎ها بر یکدیگر و افزون بر این درک تفاوت‌های میان ادیان به سبب ظهور و استمرار در سیاق‎های متفاوت تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی، روانشناختی و …بکوشند تا احترام به انسانیت را مقدم بر هر پیش فرض دیگری در نظر آورند و دغدغه خود را بر یافتن راهی برای حصول به عشقی راستین و صلحی مدام قرار دهند، آنگونه که شایسته برخورداری از نام انسانیم.افزون بر این ترویج فرهنگ تساهل و مدارا و پرهیز از انواع خشونت، و از آنجمله خشونت دینی که نتیجه مواجهه غیراصولی، غیرتخصصی و حاکی از صرف دخیل دانستن خوش آیندها و بدآیندهای فرد در برخورد با عقاید ناهمکیشان است، از طریق تمرکز بر چنین مباحثی که نتیجه آن افزایش غنای فرهنگی و منطقی در پذیرش و تحمل عقاید دیگران است میسر خواهد شد. ما نیز برآن بوده‎ایم تا ضمن بازنمایی قواعد انجام دین پژوهی، محکی را برای ارائه نظر در این باب معرفی نماییم و گامی هر چند کوچک در راه نهادینه کردن این فرهنگ برداریم.

وی در بررسی اجمالی صوَرهای مختلف دین اسلام با سایر ادیان افزود:

دوره انبیاء گذشته، دوره وحی است. به این معنا که حتی تبلیغ و ترویج را هم می بایست انبیاء انجام بدهند ولی در دوره دین خاتم، یک سلسله کارها یعنی کارهایی که مربوط به عالم تبلیغ و ترویج است و یا مربوط به استنباط کلیات از جزئیات است آن را دیگر علماء انجام می دهند نه پیغمبران. پس علماء از این نظر و در این حدود و نه بیشتر، جانشین پیغمبرانند، نه همه پیغمبران، بلکه جانشین پیغمبرانی که صاحب شریعت نیستند. تفاوت شرایع آسمانی یکی در یک سلسله مسائل فرعی و شاخه ای بوده که بر حسب مقتضیات زمان و خصوصیات محیط و ویژگیهای مردمی که دعوت می‏شده اند متفاوت می‏شده است و همه شکلهای متفاوت و اندامهای مختلف یک حقیقت و به سوی یک هدف و مقصود بوده است، و دیگر در سطح تعلیمات بوده که پیامبران بعدی به موازات تکامل بشر، در سطح بالاتری تعلیمات خویش را که همه در یک زمینه بوده القاء کرده اند مثلا میان تعلیمات و معارف اسلام در مورد مبدا و معاد و جهان، و معارف‏ پیامبران پیشین از نظر سطح مسائل، تفاوت از زمین تا آسمان است، و به‏ تعبیر دیگر، بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برده‏ اند.

این تکامل دین است نه اختلاف‏ ادیان قرآن هرگز کلمه ” دین ” را به صورت جمع ( ادیان ) نیاورده است‏ از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان یک تفاوت پیامبران‏ با نوابغ و فلاسفه بزرگ این است که فلاسفه هر کدام مکتب مخصوص به خود داشته اند، از این رو همیشه در جهان ” فلسفه ها ” وجود داشته نه ” فلسفه “، ولی پیامبران الهی همیشه مؤید و مصدق یکدیگر بوده اند و یکدیگر را نفی نکرده اند هر کدام از پیامبران اگر در محیط و زمان پیامبر دیگر می‏بود مانند او قانون و دستورالعمل می‏ آورد.

دکتر اسد پور در پایان نشست تأکید کرد: همه ادیان از مردم زندگى اخلاقى مى خواهند و دستورهاى آنها به نحوى براى اصلاح بشر مقرر شده است. مردم نیز با رعایت آن دستورها در این دنیا به مقدارى تهذیب دست مى یابند. درست است که انسان ها بر اثر فریب شیطان، تقریباً براى هر حیوانى (از سوسک تا فیل) نوعى الوهیت قائل شده و آنها را پرستیده اند، ولى حیات دینى از مقدارى اخلاق برخوردار بوده و اکنون نیز چنین است.
حضرت امام رضا(ع) از حضرت امام سجاد(ع) روایت کرده است که زن عزیز مصر هنگامى که حضرت یوسف(ع) را وسوسه مى کرد، پارچه اى را برداشت و روى بتى که در خانه داشت، کشید. هنگامى که حضرت یوسف(ع) علت این کار را پرسید، وى پاسخ داد: براى اینکه از این بت حیا مى کنم و مى خواهم ما را نبیند. آن حضرت گفت: چگونه تو از بتى که درک و شعور ندارد حیا مى کنى، ولى من از خالق و معلم انسان ها حیا نکنم؟
اعتراف به گناه نزد کشیش  در مسیحیت ارتدکس و کاتولیک نیز به منظور کاهش گناه در جامعه مقرر شده است و همه آنان حتى کشیشان و اسقفان و پاپ آیین اعتراف را مکرر به جا مى آورند. اعتراف به گناه در اسلام، یهودیت و مسیحیتِ پروتستان جایز نیست. در این ادیان، گناه را باید با خود خدا در میان گذاشت و استغفار کرد.
همه ادیان دنیا را حقیر و تاریک معرفى کرده اند.  ادیان مردم را به درجاتى از ترک دنیا دعوت مى کنند و رهبانیت در همه ادیان یافت مى شود. اصل اسلام رهبانیت ندارد، ولى برخى مسلمانان از قدیم ترین روزگار به رهبانیت روى آورده اند و امامان معصوم و علماى دین آنان را از این امر نهى کرده اند.
معروف است که مسیحیت شریعت ندارد. بدیهى است که مسیحیت و هیچ دین دیگر گناه هاى اخلاقىِ قتل نفس، دزدى، زنا، دروغ، غیبت، تهمت و مانند اینها را مجاز نمى دانند و نسبت به آنها بسیار حساس هستند. آرى، احکام تعبدى، مانند حرمت گوشت خوک در مسیحیت و برخى از ادیان دیگر جایى ندارند.
فداشدن مسیح براى گناهان بشر نیز مجوز گناه کردن نیست، همان طور که عفو و رحمت خدا و شفاعت اولیاى خدا در اسلام راه گناه را نمى گشاید.
همین پرهیز از گناهان اخلاقى جمعى از مسیحیان را به گونه اى اعجاب آور مهذب کرده است. شهید والامقام مطهرى(ره) در یک سخنرانى مربوط به اواخر عمر پربرکت وى که بعداً تحت عنوان حق و باطل تنظیم و منتشر شده، با تأکید فراوان و از صمیم قلب، مسیحیان و کشیشان مسیحى را متقى و مستحق بهشت دانسته و گفته است:
شما اگر به همین مسیحیت تحریف شده نگاه کنید و بروید در دهات و شهرها، آیا هر کشیشى را که مى بینید، آدم فاسد و کثیفى است؟ والله میان همین ها صدى هفتاد هشتادشان مردمى هستند با یک احساس ایمانى و تقوا و خلوص که به نام مسیح و مریم چقدر راستى و تقوا و پاکى به مردم داده اند، تقصیرى هم ندارند; آنها به بهشت مى روند، کشیش آنها هم به بهشت مى رود. پس حساب روحانیت حاکم فاسد مسیحى و پاپ ها را باید از اکثریت مبلغین و پیروان مسیح جدا کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *