سرخط خبرها
خانه / هم اندیشی / نشست هم اندیشی اساتید سبک زندگی در عرفان اسلامی در واحد بابل

نشست هم اندیشی اساتید سبک زندگی در عرفان اسلامی در واحد بابل

نشست هم اندیشی اساتید، با همکاری و مشارکت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای آزاد اسلامی و  واحد بابل ، با تدریس حجت الاسلام رودگر در تاریخ ۱۴بهمن ماه ۱۳۹۳ برگزار شد.IMG_20150203_105531

این نشست در سالن کنفرانس دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل، راس ساعت ۹ صبح شروع گردید و در ابتدا پس از تلاوت کلام ا… قرآن مجید،دکتر ابراهیمیان ، رئیس دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای آزاد اسلامی و دکتر افشار دبیر  هم اندیشی واحد بابل ،ضمن خیرمقدم گویی مطالبی را پیرامون نشست هم اندیشی بیان فرمودند. پس از آن حجه الاسلام والمسلمین دکتر رودگر به بیان موضوعات سبک زندگی در عرفان اسلامی،پرداختند.
این کارگاه یک روزه با حضور۳۰نفر از اساتید دانشگاه برگزار و جلسه ی صمیمانه ایی شکل گرفته شد.

مدرس کارگاه به نکات مهمی اشاره کردند که در این مورد ؛ در اخبار نشست به شرح زیر است:

۱٫ خدا محوری
عرفان اصیل اسلامی، عرفانی «خدامحور» است، آیا «سلوک منهی خدا» و عرفان خداگزیرانه ممکن است؟
عرفان هی بدون خدا و سلوک منهی حق سبحانه گرفتاری نفسانی و ابلیسی می آورد و «انسان در تاریکی» خود را در «روشنایی» می بینید!!
باید هوشیار بود که ایمان به خدا داری دو رکن است:
۱٫ باور قلبی پایدار، ۲٫ عمل مؤمنانه.
و البته «ایمان» ذو مراتب است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا» یا فرمود: «لِیَزْدادُوا إِیماناً مَعَ إِیمانِهِمْ» و ایمان عقلی-شهودی، ایمان ناب و خالص می تواند مأمن و مصونیت بخش باشد. «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ».
پس عرفان نباید سکولار و منهی خدا باشد که «سرابی» بیش نیست.

۲٫ ولایت گرایی
سالک الی اللَّه در عرفان اصیل اسلامی «اهل ولایت» است یعنی معرفت و محبت به انسان کامل معصوم و تعبد و التزام عملی به سنت و سیره و اولیی دین را نصب العین خویش قرار می دهد، زیرا انسان کامل هم «صراط مستقیم» است که قرآن کریم فرمود: «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»
و امام صادق علیه السلام در تفسیر «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» «واللَّه نحن الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»
و امام سجاد علیه السلام نیز فرمود: «نحن ابواب اللَّه و نحن الصراط المستقیم».
زیرا سلوک «صراط مستقیم» می طلبد که تخلف پذیر باشد و نه «اختلاف بردار» و این هم خصوصا باید تبیین شود و هم مصداقا که در احادیث یاد شده انسان کامل و مکمل مصادیث عینی و حقیقی صراط مستقیم اند و سلوک منهی ولایت آنان معنا نداشته و نتیجه بخش نیست چنان که در تفسیر آیه: «ثُمَّ اهْتَدی»از سه امام یعنی امام زین العابدین، امام محمدباقر و امام صادق علیهما السلام آمده: «ثم اهتدن، الی ولایتنا اهل البیت، فواللَّه او ان رجلا عبداللَّه عمرا، ما بین الرکن و المقام، ثم مات و لم یجئی بولایتنا لاکبر اللَّه فی النار علی وجهه». و… .

۳٫ نیاز به استاد
به تعبیر استاد مطهری سالک بری رسیدن به «توحید» باید مراحل و منازل را طی کند و در طی مراحل و مقامات که با واردات قلبی همراه است محتاج «پیر»، «راهنما»، «مرغ سلیمان» و «خضر طریق» یا انسان کامل است که او را مراقبت نماید و از راه و رسم نزل ها آگاهش نماید.
در «عرفان عملی» پس از طرح ضرورت استاد سلوکی از شرائط مرید و مراد و شاگرد و استاد گفته اند مثلا در شرائط استاد گفته اند:
۱٫ جامع باشد،
۲٫ به مقام فناء رسیده باشد،
۳٫ صاحب نظر و داری ولایت باطنی باشد،
۴٫ اسلام شناس کامل باشد.
حال با توجه به ویژگی آن علمی و عملی یاد شده آیا بهتر نیست انسان سالک در پرتو انسان کامل معصوم که سنت و سیره اش حضور دارد سلوک نماید و از جاده حق و مستقیم «ولایت گرایی» خارج نشود و اگر دنبال استادان عرفانی و سلوکی می رود استادانی که ویژگی ها یاد شده را داشته و غرق در ولایت باشند، مجتهد، مجاهد، صاحب ولایت باشند.
با توجه به نکات یاد شده است که بزرگان فرموده اند: «اگر انسان عمری را در پیدا کردن استاد کامل صرف کند جا دارد». یا فرمودند: «کسی که به استاد رسید نصف راه را طی کرده است».
کسانی مانند: آیت اللَّه بهجت، علامه حسن زاده آملی، علامه جوادی آملی، و… علم هدایت و چراغ ارشادند و سیره عارفانی چون: ملا حسینقلی همدانی، میزرا علی آقا قاضی طباطبائی، آیه اللَّه شاه آبادی، میزرا جوادآقا ملکی تبریزی، و… که همه اهل فقاهت و اجتهاد و سلوک عمیق عرفانی بوده اند موجود است چرا اگر اهل راه هستیم به آن ها توجه نمی کنیم؟! آری «در خانه اگر کس است یک حرف بس است» و…

۴٫ شریعت گرایی
شریعت در اینجا به معنی مجموعه باید و نبایدها یا احکام فقهی اسلام است که در وجوب، حرمت، اباحه، مستحب و کراهت ظهور یافت می باشد چنان که گفته اند: «شرع از ماده شرع (بر وزن زرع) در اصل به معنی «راه روشن» است، راه ورود به نهرها را نیز «شریعه» می گویند سپس این کلمه در مورد ادیان الهی و شرایع آسمانی به کار رفته است. زیرا راه روشن سلوک و سعادت در آن است و طریق وصول به آب حیات و زندگی حقیقی، معقول و سازنده است پس شریعت هرگاه در مورد آئین حق به کار برود به خاطر آن است که انسان را به سرچشمه وحی و رضایت الهی و سعادت جاودان که هم چون آب حیات است می رساند.
«سلوک عرفان» بدون التزام عملی به شریعت یعنی واجب و حرام نتیجه بخش نیست و شریعت گروی بری همه اصحاب سیر و سلوک چه سالکان مجذوب و چه مجذوبان سالک در همه شرائط روحی و معنوی مطرح و با توجه به ساحت ها و لایه هی گوناگونی که دارد قابل اجراء و کارآمد است عرفان منهی شریعت نه ممکن و نه سودمند است نه تنها «سقوط تکلیف» در هیچ مرتبه ی از مراتب و منزلی از منازل معنوی اعتبار ندارد بلکه تکلیف بیشتر و وظائف دشوارتر می شود و به تعبیری سلوک با انجام واجب و ترک حرام شروع و هر چه جلوتر می رود انجام مستحبات و ترک مکروهات و مباحات نیز بر آن اضافه شده به گونه ایی که اهل معرفت خاص به مرتبه ی می رسند که تنها دو وظیفه شرعی یعنی «واجب و حرام» می شناسند یعنی «مستحب» را بر خود واجب و مباح و مکروه را حرام می دانند تا رابطه آنها با خدا عمیق تر و نیل به مقامات معنوی و فتوحات غیبی دسترس پذیرتر و شفاف تر گردد که به تعبیر علامه طباطبائی: «افراد هر چه به خداوند تقرب بیشتری داشته باشند تکالیف سنگین تری است که حسنات الابرار، سیئات المقربین».
عرفان منهی شریعت عرفان منهی عرفان است و ضلالت و فساد و نهایتش نیز ندامت و پشیمانی است و علی علیه السلام فرمود: «الا و ان شرائع الدین واحده وسبله قاصده فمن اخذبها لحق و غنم و من وقف عنها ضل و ندم»
و استاد جوادی آملی فرمودند: «البته اگر عارفان در سیر و سلوک تابع شریعت و ولایت اهل بیت علیه السلام باشند و راه صحیح را طی کنند گوشه ی از علم شهودی انبیاء و اولیا به آنها می رسد. یا در موضعی دیگر فرمودند: «معلوم می شود اگر تهذیب و تزکیه، برخلاف مسیر شرع باشد، چنین ریاضتی باطل است، یعنی سیر و سلوک جز با انجام واجبات و مستحبات از یک سو و ترک محرمات و مکروهات از سوی دیگر، قابل قبول نیست و بازدهی ندارد…».و هم ایشان در تفسیر آیه: «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ» نوشته اند: یقین در آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ» همان یقین معرفتی است و اگر به مرگ تفسیر شده از باب جری و تطبیق است نه تفسیر مفهوم یقین و حتی «غایت» نیست تا گفته شود که وصول به یقین غایت عبادت است پس عبادت کن تا به یقین برسی و با دستیابی به یقین می توانی عبادت را رها کنی. هرگز بلکه مراد آن است که یکی از منافع عبادت، یقین است و رسیدن به یقین جز از راه عبادت و بندگی میسور نیست.
و مرحوم علامه طباطبائی نیز پندار برخی را که در تفسیر آیه می گویند رهایی از عبادت پس از وصول به یقین دست می دهد را نقد و نفی کرده اند.

جلسه به همراه پرسش و پاسخ به اتمام رسید.

کدخبر:۲۲/۷۲۶ عکس ها: روابط عمومی دفتر نهاد

IMG_20150203_105606IMG_20150203_105558IMG_20150203_105531ea82697ed9755e975f3c7d735db2070c_XLIMG_20150203_105622

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *