سرخط خبرها
خانه / هم اندیشی / نشست هم اندیشی با موضوع انتظارات متقابل استاد و دانشجو در واحد نوشهر

نشست هم اندیشی با موضوع انتظارات متقابل استاد و دانشجو در واحد نوشهر

نشست هم اندیشی با موضوع انتظارات متقابل استاد و دانشجو در واحد نوشهر در تاریخ ۱۱ شهریور ۹۳ و با تدریس جناب آقای دکتر محمودی برگزار شد.

این نشست که به همت دفتر هم اندیشی اساتید و نخبگان واحد نوشهر و با همکاری دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران برگزار شد. مدرس این نشست به شرح و بیان مسائل مربوط به موضوع پرداخت. دکتر محمودی در آغاز برنامه با بیان اینکه تعاملات در اصل خود وجوه متفاوتی دارد گفت:

استاد و فراگیر یا آموزگار و آموزنده از ارکان عمده ی تعلیم و تربیت اند. تعلیم و تربیتی که می کوشد با تجهیز به روش های نوین تربیتی و تعلیمی، عامل اساسی تغییر رفتار فراگیر تلقی گردد و استاد را منطبق با فضای زمان، نیاز فراگیر و همگام با روند رو به رشد دانش، تجهیز نماید. یکی از اساسی ترین تحولاتی که در سیستم آموزشی جدید پدید آمده است، تغییر نگرش نسبت به شاگرد و فراگیر است. در نگره های عمدتاً سنتی استاد محور، فراگیر نهایتاً مخاطب استاد بود و نقش چندان تعیین کننده ای در پیشبرد تعلیم و تربیت نداشت. حتی اگر از زاویه اخلاق و حقوق به رابطه ی استاد و IMG_3072شاگرد در گذشته نظر بیندازی، در خواهیم یافت که نقش استاد همواره برجسته تر از شاگرد بوده و او در متن وشاگرد در حاشیه متن بوده است. انبوهی از تکالیف و وظایفی که بر عهده شاگرد بوده است و اصناف حقوقی که استاد از آن متمتع و بهره مند بود، نشان از اصالت استاد و استاد محوری بود. جمله ی معروف «جور استاد به از مهر پدر» که در فرهنگ ما زبانزد و ضرب المثل است، نمایانگر محوریت استاد می باشد به گونه ای که انقیاد و سرسپاری در برابر تصمیمات و حتی تنبیهات او، شاگرد را به سعادت و نیک بختی رهنمون می سازد. اما اکنون نگرش نسبت به جایگاه فراگیر کاملاً دگرگون شده و اینک او اگر محوریت نداشته باشد، دست کم در تعلیم و تربیت همپای استاد است و زمانی از تعامل استاد و شاگرد سخن به میان خواهد آمد که این همپایگی قبلاً مفروض و مقبول افتاده باشد، زیرا بین استاد فرادست و شاگرد فرودست و مکلف تعامل حقیقی وجود نخواهد داشت.

وی در جریان تعاملات رفتاری بین استاد و دانشجو و انتظارات متقابل افزود:

وقتی از تعلیم و تربیت سخن می گوییم، این نکته را در ذهن زنده می سازیم که تعلیم به تنهایی کافی نیست و تربیت باید همزاد و همپای آن به پیش رود. متأسفانه امروزه تربیت کمتر مورد توجه بوده و تعلیم محض وجهه ی همت متصدیان و متولیان قرار گرفته است. علم گرایی و توغل یک جانبه در دانش از زمانی پدیدار گشت که اخلاق، تربیت و تهذیب مغفول ماند و هویت انسان تنها در صورت خاکی او خلاصه و تفسیر شد. در واقع علم گرایی محض، مبتنی بر انسان شناسی ویژه ای است که در آن نیازهای اصیل انسانی فرو نهاده شده است.اما توجه به تربیت، تهذیب و تزکیه آدمی زمانی معنا می یابد که او را برتر از صورت خاکی و دارای نیازهای فرامادی و فرازمینی بدانیم که بر آوردن آن نیازها حاجتمند صیقل خوردگی، پاکیزگی و آراستگی جان آدمی است. در این صورت است که تعلیم و علم اندوزی به تنهایی نمی تواند قلمرو وجود آدمی را در نوردد و او را کامیاب و سعادتمند سازد؛ از این دو تربیت جان آدمی ضرورت و حتمیت می یابد و همانند تعلیم، امری گریزناپذیر تلقی می گردد و واژه ی تعلیم و تربیت همین نکته را نمایان می سازد.

دکتر محمودی در پایان تأکید کرد:

دانشجو به عنوان فردی جوان و با مشکلات دوران جوانیش به دلیل نداشتن چشم انداز روشنی از آینده همواره نگران شغل و آینده خود در جامعه است و دچار مشکلات فرهنگی و روانی می شود از این رو نقش متولیان فرهنگی برای رفع نیازهای روحی و روانی و فرهنگی دانشجو اهمیت می یابد.نیازهای روحی و روانی دانشجو با وجود ارکانی همچون استاد، تشکل های دانشجویی، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، امور فرهنگی و مرکز مشاوره، متولی کاملی ندارد، چراکه همان طور که گفتم استاد بیشتر به دانشجو از بعد علمی نگریسته و کمتر به مسائل ومشکلات او توجه می کند.از سوی دیگر تشکل های دانشجویی بیشتر در بخش سیاسی فعال بوده و کارهای فرهنگی شان برجسته نیست. امور فرهنگی دانشگاه نیز محور فعالیت هایشان بر برگزاری مراسم و تقویت فعالیت های فوق برنامه و انجمن های علمی است و از بخش مرکز مشاوره نیز فعالیت مشاوره اجباری برای تمام دانشجویان دیده نشده است.لذا لازم است اساتید به عنوان خط اول ارتباط با دانشجو فضای ارتباط با دانشجو را از یک فضای صرف علمی فراتر دیده و به پویایی ارتقاء فرهنگ و معرفت و بینش علمی دانشجو نیز کمک نمایند. نهادهای دیگر فرهنگی و مهارتی وظیفه تقویت اساتید و دانشجو را در این میان دارند. استاد خوب در ارتباط با استاد و دانشجو مفهوم می یابد به طور خلاصه باید گفت استادی که علاوه بر رعایت قوانین واصول آموزش، روح قوانین نا نوشته را نیز رعایت نماید(منش و رفتار عالمانه، وجدان، عدم تبعیض بین دانشجویان وعدالت آموزشی، صرف تمام انرژی بر یادگیری دانشجو، انگیزه دار کردن و هویت بخشی به دانشجو، توجه به حالات روحی و روانی و شرایط دانشجو با دلسوزی و مهربانی و مشوق بودن برای دانشجو) علاوه بر تقویت خود درپیشرفت علمی با علم و دستاوردهای خود به دانشجو نیز کمک می کند. استاد دانشگاه تنها مدرس دانشگاه نباشد و در عرصه تولید فکری و رفع مشکلات در جامعه نیز نقش ایفا کند و به تربیت دانشجو بپردازد تربیت به مفهوم مراقبه، گیری، استمرار… نیز هست وجه آموزشی خوبی دارد.

IMG_3072IMG_3065IMG_3073IMG_3075IMG_3076IMG_3076b320775de3c297425b69dccc362220a9_XL

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *